۹/۳۰/۱۳۸۲

...تو اين مرحله بهم پنج تا از اين چيزا دادن كه پرتشون كنم اونور..چي ميگن بهش..بومرنگ
حالا من سي و پنج ساله دارم پرت مي كنم ..اما تمومي ندارن..

يكي بهم مي گفت مشكلت اينه كه "درست" پرتشون مي كني.



....اين نيز نگذرد..
...من مي گم نره... تو مي گي بره..

بعدش هم سه ساعت توضيح تكميلي مي دي كه من موضوع رو بد مطرح كردم.

۹/۲۴/۱۳۸۲

..آقا حالا تا بحث سياسيه اينم بگيم سردلمون نمونه... اين قضيه اتحاديه عرب بد جور زور مياره به نا كجاي آدم..همه كارشناسا مخالفن ..دولت هم يك كاره بدون اينكه مساله رو تو عموم مطرح كنه رفته زرت پيشنهادو داده فرداش اومده ميگه:اينجورياس ..كاريه كه شده!
من شرط مي بندم موضوع رو از قبل مطرح نكردن كه با خيال راحت گندشونو بزنن بره..آخه عضو ناظر بدون حق راي تو يه اتحاديه اي كه مارو بغل دست اسراييل ميذاره و از اشغال جزاير اماراتي تو بيانيه اش حرف مي زنه..اسم و محتواش هم حاكي از ماهيت قومي اش هستن..(كه ما تصادفا از اون قوم به حساب نمي آييم)..چه فلسفه اي داره؟
مي خوايم خودمونو ضايع كنيم يا چي؟..با افتخار مي گن تركها هم يه همچين پيشنهادي رو مطرح كردن..حالا از كي تركيه كعبه آمال شده خدا لابد مي دونه.
خوشگل ترش اينه كه اونا بزنن ردمون كنن..كه براي بار صدم از چوب دو سر طلا شدن اسم مملكتمون تفريح كنيم(شايدم بعضي ها حال ميكنن واقعا..)

من اگه تيغم ميبريد يه برنامه امضا جمع كني اي، چيزي ضد اين كار غير منطقي و توهين آميز را مي انداختم ..كه يا آقايون پيشنهادو پس بگيرن يا اينكه اقلا فردا روزي نبوغ بيكران آقايون ديپلمات رو پاي من و امثال من خنگ و بي سواد ننويسن.
صدام بعثي افلقي تكريتي صهيونيستي هم بالاخره در دام افتاد..بحمدالله!
..فقط تو اين هير و بير كه بحث محاكمه صدام داغه اين سوال واسه من مطرحه كه چطور سيستم ديپلماسي در پيت كشور عزيزمون نكرد يه دادخواست واسه شهدا و مجروحين شيميايي ما به يه مرجع بين المللي بده (..چه مي دونم قبل از جنگ،قبل از دستگيري اين بابا،خلاصه قبل از مرگ سهراب)..كه الان كشتار ايرانيا تو رسانه ها انقدر حاشيه اي نباشه..
ديروز خبرنگار bbc از يارو مي پرسيد كه صدام علاوه بر جنايتش عليه مردم عراق احتمالا بايد در مورد جنايات جنگي تو كويت هم محاكمه بشه..باز خدا عمر بده مصاحبه شونده رو كه اول جوابش ياد آوري كرد ايران هم بوده..

ما در همكاري با امريكا محق بوديم در مورد عراق ..منتهي وقتي بي جربزه اي استفاده از حقوقت هم امتياز دادن به حساب مياد.خاك تو سرمون!!

۹/۲۰/۱۳۸۲

-چطوري؟
-هستيم!
-كجايي؟
-...نميدونم.

۹/۱۵/۱۳۸۲

..فكر ها مو كردم..اين دفعه ديگه به خاتمي راي نمي دم.

۹/۱۳/۱۳۸۲

..“هيچ چي رو معطل چيز ديگه نگن“..همه چي رو چي؟
عضو ناظر اتحاديه عرب يعني چي ؟..ما وا ميسيم نيگا مي كنيم عربا چه جوري متحد ميشن يا چي؟

۹/۰۶/۱۳۸۲

..خوب بود اگه مي شد مغزتو مسواك بزني...

۹/۰۴/۱۳۸۲

من در 10 سال گذشته كه سيگاري هستم هفته اي بيش از دو پاكت سيگار خريده ام.
اگه سال 50 هفته باشه با توجه به اينكه هر پاكت 20 نخ سيگار توش داره من 20000 نخ سيگار كشيده ام تا بحال.
با احتساب هر سيگار ده پك ..200000 بار به سيگار پك زده ام.
با حساب صرف 5 دقيقه وقت براي كشيدن هر سيگار..من 1600 ساعت در ده سال گذشته وقت صرف كرده ام..كه از كل ساعت كاري اي كه بابتش در طول يه سال پول مي گيرم به نحو محسوسي بيشتره.
با نرخ متوسط 500 تومن براي هر پاكت، بيشتر از نيم مليون تومن در كل پول سيگار داده ام..
درصد كمي از اين زمان در حين انجام يه كار مفي ديگه!صرف شده(مثلا راه رفتن،يا هرچي).

با اين وضع بايد گفت اگه يه فكري نكنم احتمالا به زودي سيگاري بشم!
..يه چيز ديگه: فكر مي كني در طول ده سال گذشته من (يا خود تو!) چند تا كار كرده ام كه از سيگار كشيدن كم ضرر تر بوده؟
اگه صداي يه انفجار مهيب شنيدي ..عباس محمودي رو متهم نكن..منم!

۸/۲۴/۱۳۸۲

راننده برام توضيح داد كه مردم عراق از رفتن صدام ناراحت هستن..در كل روشنم كرد ،مثلا:“خب آدم اگه ديكتاتور نباشه مي تونه حكومت كنه؟..دولت گردن كلفت نباشه خب مردم ميريزن همو مي خورن..الان مگه نيس تو عراق با اين آمريكاييها؟!“
بعد توضيح داد كه اسمش صدامه و براي همين عراق كه رفته بوده همه چي واسش مجاني بوده و اينا..كلي از امنيت بغداد و اينكه “دختر خوشگل 15 ساله تو خيابون راه ميرفت 2 صبح كسي چپ نيگاش نمي كرد ..“حرف زد ..مام هي تاييد كرديم
..بعد جو گرفتش گفت همه ايني كه مي گن صدام وحشي و بيرحم بوده شر و وره و چرا اون موقع كه به ايران حمله كرد اينا رو نميگفتن(چرا؟!)؟
من گفتم بالا خره اين گوراي دسته جمعي يه چيزي بوده لابد..
-“نه آقا!..صدام مار رو از سرش مي كشت“!
-يعني چي ؟
-“من اگه خائنم..اگه دشمن صدامم ..نبايد منو كه مي كشه ،پسرم رو هم بكشه؟..نبايد برادرم رو بكشه؟..خب اينا هم فردا خائن ميشن،مي دوني؟!..كارش درست بود صدام..اين گور ها هم مال همينا و زن بچه شونه!..بد مي گم؟“
-سليقه ها فرق ميكنه البته


توعراق لابد آدمهاي بيشتري اينجوري فكر مي كنن..اين كه ايراني و خوزستاني و زخم خورده بود...چند نفر رو ميشناسي كه ميگن ايران به يه “رضا خان “ديگه احتياج داره؟
اگه bbcworld رو دارين ..حتما نيگاه كنين..به خصوص Rough Scienceرو...
اين اينگيليسيا با اون چشماي چپ كور شده شون
...آمديد،تشريف نداشتيم

۸/۰۶/۱۳۸۲

از عادتهاي بدم اينكه وقتي حوصله چيزي رو ندارم الكي مدارا مي كنم..و معمولا خود اون چيز (يا كس )ول ميكنه..به غير از چند مورد خاص و ول نكن ....از جمله همين وبلاگ.

۸/۰۴/۱۳۸۲

-باید توشو تمیز کنم
-متاسفم که همبازی نداری ولی دیگه نمی خوام این بازیو ادامه بدم...می دونی که دوستش ندارم.
-حالا من هی بهت بگم حق داری و تو هم مظلوم نمایی کنی..آخرش چی؟..
-زورم میاد ..ولی زورم نمی رسه
-قال جان لنون (ع)"life is what happens to you while you’re busy making other plans"
-زمان...نه فردا میاد...نه دیروز میره..من باید فیزیکدان می شدم..با جان لنون
-بابام می گه.."هر چی دوست داری واست خوبه"و رفقا خوششون میاد...بابام گویا تو نیمه پر لیوان زندگی می کنه.
-کار ..حتما یه روزی کار می کنم
-بچه ها اگه می دونستن خودمو چقدر دودره می کنم ..بهم نمی گفتن دودره.
-بی تابم و خسته من از این کثرت کابوس
-هی عمو...اینکه تو از نسل قبلت کمتر می فهمی یه اصل کلی نیست..انقد گیر نده
-راستشو بخوای..نه!بهتره رو راستش حساب نکنیم
-تکراری..
-پنجاه سال دیگه که میاد سر قبرم ..اصلا خبر نداره که..نگم!
-امان از ماتریکس بی گربه..گوست داگ بی کفتر...
-دلم انقدر تنگ شد که هیشکی دیگه توش جا نشد(به غیر از اون رادین فسقلی..)..یه خورده گشادش کردم.
-دو روزی نیستم..دو روز هم دو روزه.
-خب حالا توجه شما رو به یه آهنگ بختیاری جلب می کنم..هی گل!
-فارسیش اینه که امیدوارم خدا یه چن تا از معجزه هاشو خرج ما کنه..همین...گرچه وقتی به کائنات نه که مثلا به آفریقا فکر می کنی می بینی علی القاعده زنبیلت ته ته ته صفه
-تو هم بیا برو گرده ما..دیوث
-خوارشو گاییدم.."جانم!..بفرمایید..خودم هستم"
-هر کاری یه راهی داره..که تخم انجام دادنشو نداری..لذا ناخودآگاهت وجودشو انکار می کنه
-کون لقت..این یکی رو رسما با خود خودتم.
-حق با تو اگه نباشه مال تو هستش..انگار سندشو در روز الست(که سه شنبه ای بوده ظاهرا)بردی به نام زدی.
-...
-خدا بده برکت..سعیشو هم کرده...آمین یا رب العالمین
-از همین حالا بگم..مسائل ما ساده و الکی و خلاصه واسه رفع کتیه..بعدا واسم درباره گاندی و هلن کلر سمینار ندی.
-مث سگ می ترسم..
-یه کم برف..یه کم تنهایی..یه کم کوه..یه کم بیدار شو!
-جان لنون..شاید هم یه چیزایی می فهمیده
-همیشه میگم اگه زودتر می اومدم جاپارک گیرم میومد..بهم این حسو میده که انگار واسم مهمه کل داستان


یعد از همه اینا هم چیزی عوض نمیشه..فقط جلوی آدما بلند بلند با خودت حرف نمی زنی....گاهی.

۸/۰۳/۱۳۸۲

سلام..من فعلا "نیستم"...ولی اگه بخواین میتونین پیغام بذارین...مرسی
-قربان نظر شما چیه؟
-من..راستش حالت تهوع دارم
...می دونم اینجوری خیلی ناجوره..باور کن اگه توضیح بدم بدترهم میشه
اول خوب بود..بعد بهتر شد..بعد کم کم بد شد..و بد تر شد..بعدش یه کم خوب شد..داشت بهتر میشد اما یهو بدتر شد..ولی خوب شد..خیلی خوب..واقعا عالی..بعد هم یهو مرد....
میدونی؟! یه همچی چیزی بود.

۷/۲۶/۱۳۸۲

-كمرم شيكست زير بار اين خريت ناگزير!

-“حالا باشه!“..در دريايي از “حالا باشه!“ها شنا ميكني...

-اين ديوونه ها رو تو خيابون ديدي؟“طفلك چقدر هم باهوش و خوش اخلاق و آدم حسابي بود..!“..همچين اونقدري هم ازت دور نيس..يهو ديدي آره!..گرچه در مورد من لابد ميگن“از اولش هم معلوم بود“...

-ظرفيت آدم تموم ميشه..البته خيلي بيشتر از مقداريه كه به نظر مياد..تا حالاش هم اينو فهميده ام!

-شاهد هم كه زرت از غيب رسيد..

۷/۱۷/۱۳۸۲

تقارن نمايش فيلم “اين زن حرف نمي زند“ با قضاياي خانم افسانه نوروزي از يه جهاتي جالبه. فيلم قصه زنيه كه به اتهام قتل نامزدش(يا همچي چيزي) زندانه و در انتظار اعدام..پيرو يك حركت فرديني از جانب دوست نامزده و پذيرش مسئوليت قتل طرف خانوم (كه تا حالا ساكت بوده )مقر مياد و قضيه رو مطرح مي كنه..كه بعله! نامزده معتاد بوده و در پي بي غيرتي مضاعف ايشون،خانم مورد بحث توسط دوست آقاي نامزد مورد تعدي قرار مي گيرن..و ايشان در يك شرايط عصبي ناميزون دست به قتل شوهرشون(يا همون چيز!نامزد)ميزنن.. دختره تبرئه ميشه..آقاي فردين كمي زندون ميره و ماجرا ختم به خير ميشه. گذشته از اين كه پليس و دادگاه در طول فيلم نقش چنداني در بر ملا شدن حقايق ندارن(كه بي ربط هم نيس!) شرايط پرونده هم جالبه..دختره قبلا ازدواج كرده و شوهرش به شكل مشكوكي خودشو كشته..پرورشگاهي بوده..تنها زندگي مي كرده..رفقاي نزديك مقتول هم نمي دونستن كه اينا نامزد بودن..وجهه عمومي دلپذيري هم با اين اوصافي كه گفتم نداشته ..ضمنا ايشون اساسا كسي غير از اوني رو كه بهش تجاوز كرده به قتل رسونده.. با همه اينا مشمول رافت اسلامي و اينا شده.
مقايسه اين دو مورد (واقعي و مجازي)از اين لحاظ جالبه به نظر من كه شرايط اين زني كه حرف نمي زنه از جميع جهات مشكل دار تر از همين خانوم نوروزي بداقباله. با همه اينا شرط مي بندم اگه ته فيلم به اعدام لاله اسكندري ختم مي شد(كه ضمنا چهره باحالي داره!)دادگستري در فيلم رو به جرم اهانت و خدشه دار كردن چهره قوه قضاييه قطعا تخته مي كرد.
درحاشيه: 1- اينهايي كه گفتم ابدا به معني خوب بودن فيلم نبود 2-يادمون نره!..ما اهل جايي هستيم كه رقاصاش رو به موندن در مملكت محكوم مي كنن


با تشكر از kid سرباز گمنام امام زمان!

“اين محنتي كه مي كشم از تنگي نفس
كفران نعمتي است كه در باغ كرده ام“
...به قول ديوار كافه تئاتر!

۷/۱۶/۱۳۸۲

اول قرارنبود...بعدا هم قرار نشد..هرگونه توافقي رو تكذيب مي كنم.

بش ميگم :“خوابيدن به تركي چي ميشه؟“ ميگه“موهندس من كي تورك نيسم،شومالي ام!“ميگم بابا تو مگه بچه آستارا نيستي..اصلا چرا لهجه داري پس؟..ميگه“من لهجه جنوبي دارم..چون چن سال اونجا بودم..“ميگم پس چطور با كارگرا تركي حرف مي زني؟..ميگه “من فارسم..“ديگه كم اوردم گفتم برو واسه خودت!

صبحش داشت مي گفت پسرعموم انقدر متعصبه كه شيراز هم كه ميريم با مغازه دار ا تركي حرف مي زنه!

ربطي نداره ولي ياد خودم افتادم كه تا وقتي دانشگاه قبول نشده بودم نمي دونستم بچه تهرون حساب مي شم..كلي هم طول كشيد تا قانع شدم!
من تهرانو دوس دارم..منتهي اون تهرانيرو كه دوس دارم مدتهاس تديدم به نظرم...كلي وقته كه بيشمار ماشين و گشتن دنبال جاپارك و تكرار مكررات نامتناهي رو جاي تهرون به خودم قالب كردم...خلاصه يه چيزي هس به اسم تهران راستكي..يه چيزي به اسم تهراني كه من مي بينم و يه تهران ذهني كه دوستش دارم...تهراني كه پر از درختاي چنار و اتفاقاتيه كه هيچ وخ نمي افتن.
...

۷/۰۲/۱۳۸۲

آقا!.. »ورطه« دقیقا یعنی چی؟...چون ظاهرا من در ورطه هستم..گفتم بفهمم چی کار باید بکنم اقلا...!!
حالا!..می ریم که داشته باشیم.... !
این «چزاغها را من خاموش می کنم» رو که به چاپ دهم هم ظاهرا رسیده خوندی؟..اگه نه خب یه روز وقت بذار بخون...واسه مغزت از این قاذوراتی که می خونی اقلا بهتره!
رهبر فرزانه..ایران بزرگ..اسلام عزیز...علمای عظام..شورای محترم ... جوانان رشید..دفاع مقدس..خاک سراسر افتخار...بینندگان گرامی..آزادگان سرافراز...حتی جمهوری اسلامی..
چرا ما (یا اینا!)پشت سر همه چی یه صفت می ذاریم..؟..می ترسیم مثلا با اون یکی ایران یا اسلام یا هرچی لشتباه شه؟!

۶/۲۳/۱۳۸۲

گربه توی ماتریکس..دوباره و دوباره! ..بیخیال.

۶/۱۹/۱۳۸۲

ما يه شركت خصوصي هستيم..تو كار خودمون معروف هستيم.بخش ما مديري داره كه از بخش دولتي اومده نمي خوام وارد جزئيات بشم فقط يه مورد كوچيكه..ولي چون واسه هر كي گفتم (از جمله خودم)چشماش گرد و دهنش اين هوا واز شده ميگم.
مي خواستيم منشي بگيريم و شانسكي يه منشي وارد به درد خور ارمني اومده بود و از مراحل رد شده بودو..رييس ناز ما فرمودن:تا مسلمون هس چرا ارمني استخدام كنيم؟!
ايشون ضمنا دكترا دارن ،رييس دانشكده و مشاور وزير بودن في المجلس هم كه رييس ما هستن ويه پژوهشكده اي.
گاهي وقتا نداشتن يه چيزايي باعث پيشرفت ميشه ظاهرا..

ياد خشي افتادم:باباجون برو درس بخون دكتر شي بفهمي كي به كيه!

چرا اينا مستشرق دارن ،ما مستغرب نداريم؟..
بعضي وقتا هست كه رابطه ات با دنيات انقدر ضعيف ميشه كه حتي جرات نميكني يه refresh كني..مي ترسي همون چيزهايي كه رو صفحه هست هم بپره.

بعضي وقتا هست كه رابطه ات با دنيات انقدر ضعي� ميشه كه حتي جرات نميكني يه refresh كني..مي ترسي همون چيزهايي كه رو ص�حه هست هم بپره.

۶/۱۷/۱۳۸۲

..ديشب كه خونه نيما متاليكا گوش كرديم متوجه شدم هفت سالي اقلا هس كه متاليكا گوش نكردم..در واقع خيلي كاراي ديگه هم هس كه فكر ميكني داري انجام ميدي ولي در واقع قرنيه طرفشون نرفتي ..بعد اگه از رفقاي مهندست مرض محاسبه رو "وا گرفته باشي"(به قول اصفهانيها‍‍ )ميشيني حساب ميكني ميبيني وقتي كه صرف سيگار كشيدن يا احوال پرسي الكي يا غيبت پشت سر ملت يا عوض كردن كانال تلويزيون ميكني خيلي بيشتر از زمانيه كه پاي بديهي ترين علائقت ميذاري..ولابد احساس مي كني درگيري و روزمرگي تو رو از خودت دور كرده..خب الاغي البته.
آره خب!بعضي ها اين جورين..اگه يه فهرست از همه صفات خوب عالم رو جمع كني ورداري بياري و رسما و صادقانه اعلام كني كه از هيچ كدومشون اثري در تو نيست،..فرداش باز چارتا چيز خوب ديگه پيدا مي كنه كه در تو وجود نداره!!
توقف،عبور.ايست ،گذر.ركود،حركت....الهي كارت گير اين ويرگول سگ مصب نيفته.
آچمز..وقتي اين طوري نميشه و اونطوري هم نميشه...فقط دلت ميخواد حركت قبلي رو جور ديگه انجام ميدادي.

۶/۱۲/۱۳۸۲

من ديگه كودوم خريه؟
وبلاگه كه قاط ميزنه يه جورايي خوشم مياد ..انگار يه حرفاي مهم و استراتژيكي زدي و پريده..يا مثلا فخش و فطرات رو كشيدي به قبر پدر پدرسوخته اين فلان فلان شده ها و اينا..خشي جان از اينكه لابد اينو درست ميكني ممنونم و خوشحالم از اين كه اين هر از چندي خراب ميشه چون تقريبا تنها صورت ارتباط مستقيمي هست كه از قديم باقي مونده:كامپيوتر خرابي كه من نمي فهمم چرا خراب ميشه و چه جوري درست ميشه و تو مي دوني..نسبت به ساير رفاقت ها همچين بد تر هم نيس وضعيت!
آقا من هر چي ميام بگم از اون چس ناله هاي خيلي پرملات ميشه..كه حال نمي كنم.از اونجاييكه آدم باحالي هم هستم و در مورد موارد فوق هم حضرات(يعني شما)نه مقصرين و نه ذينفع ترجيخ ميدم كمتر جهود بازي در بيارم و اگه نشد كمتر آفتابي شم ...

شايد اين مرضيه ..ها!اومدم يه چيزي ديگه بگم يهو اين اومد تو كله مبارك:"آدميكه معمولا براي "هيچكس " درد دل نميكنه,بهتره واسه "همه" هم درد دل نكنه"..البته وقتي به ذهنم رسيد به نظر نبوغ آميز تر ميومد.

۶/۰۶/۱۳۸۲

...«..دربهای خروجی این هواپیما شامل یک درب در قسمت عقب که به سمت موتور باز می شود..یک درب در قسمت جلو به داخل توالت.و دو راه خروجی که متفابلا به هم راه دارند می باشند.
لطفا کمربند ها را ببندید..سقوط خوبی را برای شما آرزو می کنیم..
Ready to smash down Pls.
»
سال بد..سالهای بد....و..سال بعد.
تزس.لرز.تهوع.جمود.تهدید.وحشت.مرگ.مرگ.سایه....ترس.لرز.تهوع.جمود.تکرار.اضطراب.تهدید.بن بست.فاجعه.مرگ....ترس.لرز.غم.فشار.حمله.تهدید.تکرار.بن بست.هجوم.طعنه....غم.حیرت.تهدید.وحشت.سکون.طعنه.تکرار.تلخ.رکب.چرخه.مرگ....حیرت.ترس.سکوت.افسردگی.بن بست.جیغ.ترس.لرز.لرز.تکرار....خفقان.انکار.درد.استرس.تهدید.وحشت.


الکل دارین؟

۵/۲۷/۱۳۸۲

تو ماتریکس یه صحنه ای هست که یه گربه ای از چارچوب در رد میشه.. بعد چند ثانیه همون گربه از همون قاب و همون زاویه رد میشه..وهمه می فهمن که یه خرابکاری تو سیستم شده..فکر کن جبرئیل وسط سخنرانی لنین بهش نازل بشه..از دیدنت شوکه شدم..و گربه ای هم که عرض کردم انگار می خواهد خرفهم بشم و روزی صد بار از قاب مربوطه عبور می کنه..

۵/۲۰/۱۳۸۲

يه مدت ننوشتم..باهاس كار كنم..بلكم گرم شدم يوهو..لگه آقامون رخصت بده..اينطوريا خلاصه.

۵/۰۳/۱۳۸۲

...توجه!! ...توجه!!

هيچي بابا ..فقط خواستم جلب توجه كنم..يه كم عقده اي ام آخه!
...
نلدخهلخهدتلدهكداهدخكيهالد.............وچجحموئجحدهئخحهلدخهع رخعدخعدخزعرجح...زرئيوب.ئدخهدحنجخجقهذر دئحهئبحهدخئهبدخهعبدلترخهتد..يبخحئدرخح...

..ميدوني‍‍‍‍‍؟! ..موضوع جدا مهمي بود..منتها نمي شد واسه كسي تعريف كرد..ببخشيد.
عيش خوبه!..حتي منقصش..

۵/۰۲/۱۳۸۲

الهي بري كه بر نگردم!
در ازمنه باستان يه اصفهانيه داشته آدرس ميداده:
"ترسم نرسي به كعبه اي اعرابي....كين ره كه تو مي روي به تركستان است"

نيازمند توضيح نيست كه يارو داشته مسير درست رو مي رفته..
كرد ها يه ضرب المثل دارن كه ميگه گربه زپرتي اگه سه كنج ديوار گير بيفته از پلنگ هم خفن تر ميشه..
من اما با وجوديكه هم كردم هم متولد سال گربه و هم سه كنج ديوار گير افتادم..به اندازه موشهاي چارراه وليعصر هم خفن نشدم..

..كردها يه چيزي گفتن!

۴/۲۸/۱۳۸۲

مشترك مورد نظر خاموش است..

۴/۲۱/۱۳۸۲

استاد محترم رياضي يك دانشگامون وقت درس دادن انتگرال سينوس x رو مثال ميزد ,اما وقت امتحان صورت مساله يه خط و نيم بود كه همه علائم رياضي رو توش پيدا مي كردي..مي گفتيم بابا آخه اين چه منطقيه؟!...
حالا مي فهمم:..منطق خدا!

۴/۱۹/۱۳۸۲

خود سانسوري..مي دوني..گاهي حرفام به خودمم بر مي خوره.

يك وعده كامل ولگردي ..با سس كمدي سياسي..در 18 تير(يا يك عنوان ضايع ديگر)

1615 كار تموم شده.مي خوام برم پيش ممد اما دانشگاه يه جورايي تعطيله،اونم ول كرده رفته شاهين شهر..خوابگاه 3 سوخته رو هم نمي بينم..متاسف هم نيستم!فقط يه جور حس گس بلاتكليفي دارم...چه حساس!
پرواز ساعت2230 ..خب ،با علافي تو اصفهان غريبه نيستم.

1630عروس خوش قدم ،تو عزيز دلمي ،نسترن اي عشق من،چرت(باضمه و كسره با هم)

1805با اسپري رو ديوار نوشته"دوستت دارم18/12/81 "و يه كم اونور تر"گه خوردم 11/3/82" با همون خط و اسپري

اين يه اصفهان ديگه اس .تو نيم ساعت شايد 40 تا ساز دست ملت ديدم..ويلن(چند تا) گيتار ،سه تار،سنتور ،ني!..تو يه كفش فروشي تو مجتمع پارك پسره گيتارو بغل كرده بود و با دقت اتود مي زد..

1900 چهار باغ بالا .زنهاي چادري تو سرتاسر بلوار پراكنده ان.در گروههاي 2تا 5 نفره.تك و توك مرداي ريشو ي بي سيم به دست مي بيني.زن چادري و دو دختر همراهش از بلند شدن صداي بي سيم از زير چادر هول مي شن..شايد خجالت مي كشن.
بابا چه گوارا هم ديگه پاپ شده..چه برسه به فاطي كماندو.

1930 علي رقم بي سيم ها اوضاع مدني مي زنه .تو نظر چادري ها پراكنده هستن،با همون فرمت.وضع مضحكيه...قشريها و قرتيها بر خورده ان..تظاهر به نديدن هم مي كنن.مغازه ها تكو توكي مي بندند:"مگس پرونيس!".از داخل مغازه ها اما مانكن هاي پلاستيكي با ممه هاي گرد و سفت و سرسينه هاي برجسته حضور نمايندگان يائسگي زودرس رو لوث مي كنن.ممه ها:اين دشمنان سرسخت و نوك تيز ايدئولوژي اسلامي ..
...ممه چيز مهمي است(البته مي دونين!)چون سقف آزادي هاي اجتماعي تو يه جامعه (به خصوص اسلامي )رو مي توني از روي درصد سطح نمايانش در اجتماع ،تخمين بزني ...من اگه جاي اون جامعه نسوان (كه با اتوبوس آورده بودن)باشم يه پلاكارد مي گيرم دستم بزرگ روش مي نويسم "مرگ بر ممه".

از روبرو كه به هم مي رسند سر تكان مي دهند،مثل ارمني هاي جلفا..اتحاد رو مزمزه مي كنن...و اقليت بودن رو.

مرد هاشون هم ديدني هستن..بي سيم..ريش هاي دوروزه..و پيرهن هايي كه براي روي شلوار بودن طراحي نشده ان...قيافه قالبه..يكيشون درحاليكه تنها مرد اكيپ! يه سره سياه پوششون بود،دستتا از جانب يه دختر خانمي كه سايز مانتوش با گلاهك هاي هسته ايش ابدا مناسب نبود مورد شستشو قرار گرفت..من به اين نتيجه رسيدم كه اين هاپو ديگه بگير نيس..نظرم زود عوض شد.

آرابو باز بود.مادام جدي مهربان و به همون كوچكي ..با ساندويچ هاي خوشمزه اي كه حجم مواد غذايي توش جسارت خوردنو ازت سلب مي كنه.

2000فكر مي كردم فلسفه وجودي اين پيك نيك سياسي چيه؟..اذان هم دادن و خبري نشد.

از وسط سه تا شون رد ميشدم..فضولانه طبعا..رد كه شدم پشت سرم گفت"ندا!...علي قربانزاده بودا!". حالا اگه من همين حد از شباهت مختصر ومعوج رو به همت يا باكري يا ..داشتم طرف" ندا" رو صدا ميكرد؟ جنس تقلبي خوب نيس به ويژه سيگار و ارزشي تقلبي..دولبه پدر صاحاب بچه رو در ميارن.

2100 سوار تاكسي شدم.پليس ها آفتابي مي شدن..موتوري ها بيشتر مي شدن..يك كلام جو رسما ژيسك شد.از راننده پرس و جو كردم ديدم زكي !چن روزه شلوغه و ملت ده شب ميريزن بيرون و درگيري و اتوبوس آتيش زدن و" سپر به دستا" كه مياند آ با باتوم مي افتن به جوني اين جوونا!"(جون رو با اون "ج" هاي ويژه اصفهاني گفت كه يه چيزيه بين چ ،ج،ز،س،ت و بعضا گ حتي!)

2230باتوم ها وبسيجي هارو هم زيارت كرديم..باز يكيشون خيلي باحال بود..لباس پلنگي ..مسن موي رنگ شده ..تو تيپ جلال همتي فرضا.

2210تو فرودگاه:"هركس به زيبايي درون برسد،زيبايي بيرون را نمايان نمي كند"..حالا چرا و چه جوري ..اونش ديگه به خودش مربوطه!

2330سر خيابون خودمون هم ايست و بازرسي بود..بي پليس با بسيجيان محترمي در ابعاد مختلف حتي با 206 چراغ گردون دار كه نديده بودم.

......
خيلي ور زدم.به جاش سرگرم شدين! اگه اصفهان پشت سر من خبري شده ما رو قاق فرض نكنين و خبر بدين...



يه چيز ديگه.. ديگه اصلا از اصفهان و هيچ كدوم از موارد مرتبط و متعلقاتش مطلقا بدم نمياد..يا خودم يا مشكلاتم..يكيشون بزرگ شده احتمالا.





۴/۱۱/۱۳۸۲

اين بلاگر چرا هر د�?عه يه شكله؟

۴/۰۹/۱۳۸۲

���?� ������� �������� �� ��� �� �� ���� �� ���?� ��� ����..���?� �� �����

۴/۰۳/۱۳۸۲

من اگه اظهار فضل نكنم مي گن لالي يا چي؟

۴/۰۱/۱۳۸۲

..ديگه حتي توهم اينكه واسه خودم مي نويسم رو ندارم..مي نويسم كه خونده شه..مث نشريات زرد گاهي صرفا يه چيزي سرهم مي كنم كه مشترياي محدودم نپرن..از طرف ديگه عموما حرف خاصي ندارم كه بزنم..به علاوه چون يه جور بي استعدادي ابدي در رابطه با تايپ دارم اغلب به جملات قصار قناعت مي كنم..
..با همه اين حرفا يه جورايي حال ميده كه صد نفربيان مطالبي رو كه در حالت عادي اهميتي براي كسي نداره بخونن و حتي(ندرتا!) درباره اش نظر بدن..


خود اين مطلب هم جزو موارد مربوط به مشتري داري است!
داستان ترسناك واسه من و تو ترسناكه...واسه گودزيلا فرضا، قضيه داستان مزاحمت يه مشت آدم بي رحم و مزاحمه..
بگير و برو براي داستانهاي جنگي..عشقي...سياسي و ....
من البته صاحب نظر نيستم..اما از بين تحليل گراي سياسي وضع موجود سيد ابراهيم نبوي رو بيشتر از سايرين قبول دارم..ميدوني! اصرار به جديت و انكار حقايق طنزآميز فضاي سياسي كشور ,دقت و واقع بيني تحليل رو زير سوال مي بره.

۳/۳۰/۱۳۸۲

دختره با همچين لحن تند و با غيظ،و صداي تيزي برگشت به پسره گفت "بي شخصيت" كه صد رحمت به مادر قحبه!
×××
گفتم يه قدمي بزنم ..ببينم چي شده كه اينجوري شده..اقلا اشتباهات مهمم رو بشمرم..........از زور پا درد نمي تونم راه برم.
مي خواستم يه دو تا راه حل پيدا كنم،بيست تا مشكل ديگه رو كشف كردم.
×××
اين بلاگ (و امثالش ) يه نكته جالبي داره..در عين اين كه چون شخصيه نه به اطلاعاتت چيزي اضافه مي كنه و نه مايه تفريحه،از طرف ديگه هيچ چيز واقعا شخصي جدي اي هم..به خاطر محافظه كاري نهادينه شده..توش پيدا نمي شه.
×××
افسردگي.. البته مي دانيد ..يك بيماري است.و.بديش هم اينه كه واقعا شرايط آدم رو به سمتي سوق مي ده كه دلايل كافي براي ناراحتي وجود داشته باشه..كه اين كار رو سخت مي كنه..ديگه اين كه ما افسرده رو معادل "خيلي غمين" به كار مي بريم و حجم افسردگي مون رو به مقدار بدبختي واقعي مون بسط مي ديم..
ظاهرا ..نمي دونم به استناد كدوم آمار ..ميزان افسردگي دور و بر ما خيلي زياده..با شواهد هم خوب جور در مياد..نمي دونم اشكال از كجاس ..اما من متاسفانه كم كسي رو مي شناسم كه قبول كنه افسرده است..و قبول كنه غير از بدبختي ! در صدي از مشكلات غول آساي دور و برش صرفا ناشي از افسرده بودنه ..و به تبعش قبول كنه كسايي كه مشكلات واقعي خيلي بيشتري هم دارن اما راحتتر كنار ميان لزوما احمق يا بي قيد يا خيلي قوي نيستن..شايد واقعا فقط حالشون بهتره..



۳/۲۶/۱۳۸۲

...آقا محسن والله من منظور بدي نداشتم..كلا شوخي كردم..حالام اگه ناراحتي اين پست رو برش دارم؟
آقا من يه فرضيه اي دارم ،كه البته چيز مهمي نيس.
فرض كن تو امريكا باشي!مثلا رييس CIAاي چيزي..چه جور جاسوسي به دردت مي خوره؟تو ايران مثلا؟
يهودي ها؟..شعرا؟..نويسندگان ادبي؟...اينا كه اطلاعاتشون به درد خودشون هم نمي خوره!

حالا ما يه بابا يي داريم كه در طول جنگ در قرارگاه خاتم الانبيا بوده..(مركز هماهنگي عمليات ارتش وسپاه) يعني اطلاعات خالص و مفيد! اونم بدون مسووليت اجرايي مث فرماندهي عمليات و اينا!
درست وقتي ورق جنگ برگشته و امام هم راضي به صلح شده(به گفته آقايان هاشمي و يزدي)مي ره و آفا رو راضي به ادامه مي كنه..و با تهاجمي شدن جنگ توسط ايران راه اومدن ناواي امريكايي به خليج فارس وا ميشه!..آدم موثريه،نيس؟
بعد جنگ رييس سپاه ميشه تو اون سالهاي حساس(چه سالي حساس نيس تو اين مملكت؟!)..اگه با امريكاييها دوس مي شد اون موقع سقف حركات محتمل خركي سپاه رو كاخ سفيد تعيين مي كرد..مي صرفيد نه؟
بعدش كه اصلاحات و اين حرفا راه ميفته ديگه وجهه سپاه مث سابق نيس ..مي زنه بيرون كه كار فرهنگي كنه ،از بد حادثه اما (لابد چون خوشخط بوده)ميشه دبير شوراي مصلحت نظام..مركز رايزني هاي خيلي سطح بالا..من كه گاهي فكر مي كنم جز مذاكرات و چك وچونه هاي پشت پرده مجمع ديگه ساير اطلاعات مهمو همه مردم تو خيابون هم دارن!
زرتي پسرش ميذاره ميره امريكا ..آب از آب تكون نمي خوره
حالام كه ميگن چون تافل داره آقاي هاشمي فرستاده ايشونو برن با يانكي ها مذاكره كنن.
از اون طرف سايتش هم بر خلاف خيلي سايتاي جهت دار داخلي فرت و فرت اخبار مربوط به نا آرامي ها رو منعكس ميكنه..
من اگه جاي امريكاي جهان خوارفلان بودم يه جوري اين سردار دكتر محسن رضايي رو جذبش مي كردم..حالا من هي مي گم اين بوش خره..تو مي گي اين بوش يا باباش؟!
آقا ،آنفورچونيتلي! گوشم خورد به راديو اسراييل..اخبار ..فرض كن مسعود رجوي سرمقاله كيهان رو با لحن“خرمشهر آزاد شد!“بخونه..يه همچي حالتي..

×××

آدمش كه پيدا نمي شه..يه وبلاگ سراغ نداري كه اين روزها يه چيز غير سياسي نوشته باشه؟..مي خوام زيرابشو بزنم.
..ميدوني، به نظر من امريكايي ها رضا پهلوي رو آورده ان كه به آقايون نشون بدن:“اگه شده اين بابا رو هم بيارم علم كنم،مي كنم!..شوما بايد زحمتو كم كنين..“
و الا اينقدر نسبت به اهميت آقاي شاهزاده دچار توهم نيستن..گيرم سران كاخ سفيد تندرو باشن..ديگه دسته جمعي كه مغز خر نخورده ان!
..تو اين هير و بي وقتي مي بينم بعضي ها كه اسم و ظاهر معقولي دارن و همه عمرشون دنيا رو از تو پيله شون نگاه كرده ان،به راحتي نسخه هاي رضا خاني براي يه مملكنت تجويز مي كنن...پشتم مي لرزه.

۳/۲۴/۱۳۸۲

…پوتين..از وقتي پوتينم خراب شده..همه چيزو تحت تاثير قرار داده..ديگه خودمو نمي شناسم..مسخره است ،مي دونم....اما هر چي فكر مي كنم ريشه مشكلات فقط در همين كلمه خلاصه ميشه..پوتين عزيز لعنتي!..پوتين.

×××

نگهداري از سه هزار چيز كه دوس نداري به خاطر سه تا آدم كه دوس داري..

×××

هنوز هم كه فكر مي كنم مي بينم مدرسه فقط يه حسن بزرگ داشت:..تعطيلات!

×××
ديروز تصميم گرفتم كه ازخدا بخوام كه خودش رديف كنه قضايا رو ..صف ادعيه روز جمعه مومنين نذاشت صدامون اون بالا برسه...اين خشكه مقدسا با درخواست هاي ابدي شون براي رستگاري و ..!

۳/۲۰/۱۳۸۲

يا ذينفعين يا تو باغ نيستين..اي درد بگيرين! ما با كي دو كلمه حرف سبك بزنيم..يا حرف بزنيم سبك شيم..همون خلاصه!

***

ببين ميگم يه دقيقه pauseش كن من برم يه خورده زندگي كنم و زودي برگردم.

***

خداييش گاهي يه چيزايي ميگم ار دختراي 14 ساله هم بر نمياد..اونم دختراي اين دوره مادر!..خدا به دور.

۳/۱۹/۱۳۸۲

- آقا اين گاو مارو هم بي زحمت تو اين كتاب ركوردها ثبت كن.
- مگه چيكار مي كنه؟
- والا..چه جوري بگم...زايمان در ثانيه اش زياده.

×××
- كجا با اين عجله؟!
- دارم ميرم ميهن مونو نجات بدم.
- بيخود!..اول ظرفا رو ميشوري بعد هرغلطي خواستي مي كني.

×××

ببين..آدما كلا دو گروه هستن..شايدم سه گروه باشن..نمي دونم!
با همايون داشتيم خيلي جدي در مورد وضعيت نه چندان مطلوب دوستي كه تصادف كرده حرف ميزديم..شخص ثالثي كه هيچ كداممان را نمي شناخت چشمهايش پر اشك شده بود..
صاف و ساده .."بچه شهرستان"به معناي مثبت كلمه..عمري چنين موجود حساسي نديده بودم،به خصوص كه مرد جوان قلچماقي هم بود.
به خاطر ناراحت كردنش ازش معذرت خواستيم.
آدمهايي كه مرگ رو خيلي جدي مي گيرن،چه اونايي كه حواسشون هست كه دنيا دو روزه و به اين قضيه به عنوان يه انگيزه اساسي براي "زندگي پر كيفيت" نگاه مي كنن,چه اونايي كه مرگ رو پايان همه چيز مي دونن و چه اونايي كه مرگ رو به عنوان يه دروازه به دنياي ديگه ,حالا به هر نحوي , مي بينن,..اين آدما هميشه به كسايي كه حواسشون به مرگ نيس يه جورايي به ديده تحقير نگاه مي كنن..اونا رو غافل ,الكي خوش,سطحي و غيره ميدونن..
..داشتم فكر مي كردم اونايي كه مرگ رو-كه البته يه حقيقت بديهيه-ناديده ميكنن و نقشش رو لحاظ نمي كنن شايد زندگاني خالص تري دارن..خلاصه گاهي فكر مي كنم كسايي كه به اصطلاح "مرگ آگاه" هستن..يه جورايي نسبت به ملت بي خيال وضعيت رقت بار تري دارن.

"مرگ آگاه" رو همينجوري در آوردم،جدي نگيرين.

×××

آدما شبيه هم هستن..يه چيزي مث شانس باعث ميشه كه ما در شرايط زماني و مكاني متفاوت به دنيا بيايم..تمام مشكلات ما با هم ديگه زاييده مسايلي هستن كه تاثير خودمون درشون خيلي خيلي ناچيزه...مايكل جردن اگه صدسال پيش دنيا اومده بود حتي نمي تونست تصور كنه چيزي به اسم بسكتبال وجود داره..
"من"چيه؟..من به سادگي اگه تو يه خونه اونورتر به دنيا مي اومدم به همان اندازه هم متفاوت مي بودم..حالا اگه به جاي اينكه سال 54 تو ايران به دنيا بيام،سال 84 تو كاماچاتكا به دنيا مي اومدم..باز مي اومدي بلاگم رو بخوني ؟
از اين موضوع به طرز احمقانه اي نتيجه مي گيرم كه ما اصولا پيشرفت نمي كنيم..فقط شرايط فيزيكي مختلف رو تجربه ميكنيم..و مطابق با شرايط فيزيكي خودمون به محركها پاسخ ميديم..
خلاصه اينكه من وشما به هيچ وجه از يه كرم يا ماهي تنگ يا جوانه عدس "كامل" تر نيستيم فقط پيچيده تريم.
همين الان كه داشتم اين ايده نبوغ أميز رو مطرح مي كردم يادم اومد خيلي ها خيلي تميز تر از من قبلا اين حرفو زدن..از جمله يه شعري هس مال اين خانوم شيمبورسكا در مورد "پياز" كه خيلي مشتيه و يه كم مرتبط.
اينا چيه من مي گم؟

۳/۱۱/۱۳۸۲

..مستي وراستي...خيلي مادر قحبه اي!
مهندس! به مهندس بگو تا مهندس نيومده با مهندس بياد يه سر بريم پيش مهندس!!

۳/۱۰/۱۳۸۲

زندگي مث سينماس: با هيكل اكبر عبدي نمي توني نقش برد پيت رو بازي كني.
زندگي مث سينماس: بازيگرا صرفا تظاهر مي كنن كه آخر قصه رو نمي دونن.
زندگي مث سينماس: تو فردين نيستي..sorry!
زندگي مث سينماس: به خاطر صنار تن به هر ديوثي اي ميدي
زندگي مث سينماس: براي اهلش مقدسه.
زندگي مث سينماس:اكتور هاي متنوع..قصه هاي تكراري(آدماي زياد،حركات كم!)
زندگي مث سينماس:هميشه ممكنه يه فيلم آشغال بره تو پاچت.
زندگي مث سينماس:پر از آدماييه كه فكر مي كني مخصوص فيلماي آبگوشتي ان.
زندگي مث سينماس: اما بدون هديه تهراني!متاسفانه

۳/۰۶/۱۳۸۲

عجله داشتم..نيم ساعت پشت چراغ نه چندان هوشمند عباس آباد گير افتاده بودم..براي بار صدم نوشته ها رو مي خوندم“چراغ هاي اين تقاطع توسط رايانه كنترل مي شوند“
فرض كن روهمه ماشينا بنويسن “ با بنزين كار ميكند.“

۳/۰۴/۱۳۸۲

- باباجان چي مي خوري شام؟
- هيچي.. زحمت نكشين.
- چيزي نيست ..يه چيز سردي بخوري بد نيست

حدس نمي زدم منظورش از “چيز سرد“! كالباس يخ زده باشه.


×××

چن تا منشي داريم كه كاراشون رو اغلب خودمون انجام مي ديم.
چن تا رييس داريم كه بايد هر روز در مورد وظايف اوليه شون توجيهشون كنيم.
چن تا مشتري داريم كه اغلب از بلبشويي و خرتو خري، مارو بيست هيچ ميزنن.
چن تا همكار (منظورم بيروني ها هستن!)داريم كه از ما هم كمتر حاليشون ميشه.
چن تا سازمان ناظر داريم كه هزار رحمت به همه موارد فوق!

طبيعيه كه بعد از يه مدتي جو مي گيرتمون كه لابد يه پخي هستيم!

۳/۰۳/۱۳۸۲

عهد كردم گر از اين غم به در آيم روزي
تا در ميكده شادان و غرلخوان بروم............اما نرفتم.

×××
پيچ امين الدوله..بوش كه بهت مي خوره حالت يهو(يا يه لحظه!) خوب ميشه...نمي دونم حالا به خاطر پيچشه،به خاطر امينشه ،يا چي...!

×××

- من عاشقتم!
- خري ديگه!!

×××

مگس:..فكر كن همه اش چن روز زنده باشي..بعد اشتباهي سوار هواپيما شي از تهرون بري اهواز.

نكته بعدي اينه كه حالا واقعا كي اشتباهي سوار اون هواپيما شده بود؟
ديگه اين كه ما مگه چن روز زنده ايم؟
بعدش اين كه فرض كن آگاهي ما از محيط 10 مليون برابر اون عاليجناب مگس باشه..الان با كدوم خط هوايي داريم كجا ميريم؟

ولش كن....امشب دل و دماغ خودكشي ندارم.


۳/۰۲/۱۳۸۲

“و من نه به خاطر حرفای احمقانه تون..نه به خاطر احساسی که خرج
هم ميکنيد...نه به خاطر هر چیزی که فکرشو میکنید.....فقط به خاطر
اینکه خسته نمیشید به شما دو تا حسودیم میشه!“استامينوفن

۳/۰۱/۱۳۸۲

- اصلا من بدبختم!
- من چي بايد بگم پس؟
- خب، هر كسي مشكلات خودش رو داره.
- به خودت بگو!

۲/۲۹/۱۳۸۲

توجه!.... توجه!
قابل توجه دانشجويان سابق صنعتي اصفهان
ظاهرا سقاييان نژاد،شده شهردار اصفهان..............به نظر من حتي امام زمان هم نمي تونه واسه اين مملكت كاري بكنه،چه برسه اپوزيسيون!
خوبه..وقتي تو خونه اي و تاريكه و ثلفن قطعه و beatles مي خونه و چاي گرمي هم هست،ميشه گفت كه..خوبه!

۲/۲۸/۱۳۸۲

كنفرانس تلويزيوني آيت الله حكيم: چند ميكروفون ،يكي مال رويتر بقيه به ترتيب‌ : العالم،المنار،IRIB ،سحر،خبر..همين.
..هي ميگيم ما بي طرفيم اين زبون نفهما حاليشون نميشه!

۲/۲۷/۱۳۸۲

نمي دونم يه آدمي كه از بهبود وضعيت صد در صد نا اميده چطور مي تونه به انجام “درست“ كار ها ،به شيوه خودش،ادامه بده..اما اين اتفاقيه كه ميفته..همين الان داره اتفاق ميفته.
- بابا خوش به حالت ! تو چيكار مي كني كه اصلا چاق نميشي..مث سابق لاغرموندي؟
- واللا.. من يه آدم عصبي اي هستم ..يه كم هم افسرده ام..شب ها كم و نامنظم مي خوابم..هفته اي اقلا 3 تا مسافرت بايد برم..اشتهام هم البته كمه..چون روزي يه پاكت سيگار مي كشم..اينه كه سر وزن موندم..خداييش كار مي كنه..

۲/۲۱/۱۳۸۲

..“در رستوراني كه كار مي‌كنم، دو نوع شراب داريم؛ يكي شراب شيراز، يكي هم شرابهاي ديگر!
همهء شرابهاي ديگر را مي‌فروشيم بيست دلار. شراب شيراز را مي‌فروشيم چهل دلار! ..“
برخلاف بلاگهايي مثل مال خودم كه سرشار از چس ناله هاي شخصي و لاطائلات پراكنده اند..از بلاگهايي كه اطلاعات به درد خور مي دن آي خوشم مياد..يكيش همين پياله..مصداق اطلاعات مفيده براي ما هايي كه مشروبو با الكل تعريف مي كنيم..
...جناب مهندس داشت با عصبانيت و با لهحه تركي غر غر ميكرد:“ آي موهندس..تضمين كيفيت اينجا دو سال خوابيده بود ..هيچي نداشت..يه كمد نداشت..يه سوراخ كون،يه دونه سوراخ كون حتي نداشت“!
راستش فكر كردم شايد چون در جوار قزوين هستيم،اين موضوع جزو حقوق بديهي به حساب مياد..خنده مو بلعيدم و پرسيدم:“مهندس دقيقا چي نداشتين؟!“
“..سوراخ كون..منگينه ..زونكن..هيچي،هيچي نداشتيم..“

×××

در ادامه موضوع فوق: با سرويس از كارخونه برمي گشتيم نماينده هيونداي(كه مثل رهبران و فوتباليستاشون اسمش “كيم“ است!)هم توماشين بود و مشغول تبادل انگليسي اكابري با يچه ها..به قزوين كه رسيديم يكي بش گفت:“Mr Kim here is Qazvin... veeery danjoorooos city..Dont get out the car! “
كيم گفت :“why?..is dont seem dunjirus! “
يارو گفت :“دلش مي خواد ها!..از ما گفتن..“
“what?“
“nothing baba !“

۲/۲۰/۱۳۸۲

از اونجاييكه ظاهرا اخيرا مراجعه به اين وبلاگ زياد شده(يعني منحصر به اون جمعيت زير 10 نفر رفقا و آشنايان فضول نميشه) بر خود لازم مي دانم بابت بيش از پيش مزخرف شدن محتواي اين بلاگ از عموم مراجعين گرامي عذر خواهي بكنم...ايشالا به همان روال سابق برمي گرديم..اگر بشه كه بشه!
راستش چندان سر دماغ نيستم..و اگر احيانا كسي بهتون گفت فشار و محدوديت باعث شكوفايي استعداد ها و انفجار خلاقيت و .. ميشه،يه نيگا به دور و بر خودتون بكنين..بعد اگه خواستين حرفشو قبول كنين..
يعني كه آره!...مطلبو داري كه؟!

۲/۱۸/۱۳۸۲

.

عايشه..اي ام المومنين!..چرا تو خوشگل بودي كه پيغمبر اكرم بگيردت ..كه ما -شيعيان بد دهن- 14 قرن فحشت بدهيم...ارزششو داشت؟

۲/۱۷/۱۳۸۲

آنكه گفت آري..آنكه گفت نه..آنكه گفت حالا!
...اصلا گور پدر همه! واللا...عذر مي خوام با جنابعالي نبودم.

***
مي دوني ..اگه حرفاي مهم بزني..و به خصوص اگه در مورد مسايل مهم حرف بزني ريشت بد جوري گيره...واسه همين مزخرف ميگي اسمشو هم ميذاري عرفان يا شعر يا عشق افلاطوني يا حتي مبارزه!
خوبيش هم اينه كه هميشه حق با توه(تو است!)

***
..خاله زنكي..اي مادر همه ارزشهاي اجتماعي..اي بزرگترين..مرا ياري ده تا بر يبوست و كاهلي و حسادت خويش غالب گردم..و وجدان وامانده را مجاب سازم..آمين يا رب الآلومين

۲/۱۱/۱۳۸۲


-مرغ همسايه غازه..اگر نه گنجشكه..به هر حال مرغ نيس.
- مستي؟
- نه..خوبم.
- همين ديگه ..مستي!



۲/۰۳/۱۳۸۲

...بالاخره يا درست ميشه..يا درستت مي كنم..يا درسته مي كننت..يا ..اصلا ولش كن

×××

كپسول اكسيژن داري؟..ميدوني ،دارم خفه مي شم.

۱/۳۰/۱۳۸۲

Another one bites the dust

كوچك و شخصي و بي اهميت..متمايل به صفر در مقياس كيهاني..و براي ما خنده دار..در چاه خصوصي اش فرو مي رود.

۱/۲۸/۱۳۸۲

انقدر درگير مسائل احمقانه روزمره مي شي كه مسايل عميقه كه هيچ،يه جك بامزه هم يادت نمياد..
اشكالش اينه كه همون مسايل احمقانه روزمره “واقعا“ هم از ساير چيزا مهمترن.

×××

“ خسن و خسين دو خواهران مغاويه هستند“
: تحليل سياسي شبكه خبر!

تو پاساژ،جناب گدا ،اسفند در تنها دستي كه داشت..“صدام كه رفت..نوبت ايناست..بتركه چشم آخوند!“
..منو كه ديد دارم خيره نگاش مي كنم برگشت گفت“..اااا...!..زنده باد شاهزاده رضا پهلوي ..درست مي گم آقا؟“ !
....گه زد به تحليلامون مرتيكه!

۱/۲۳/۱۳۸۲

-...دلم برات تنگ شده بود..5 سال کم نیس!
-..منم ..یادمون به خیر واقعا!
-.....امریکا چطوره؟
-..خوبه..ایران چطوره؟..بهتر شده..ها؟
-..اوهوم
-..اوهوم
-..........!

(نمیشه بگیم از 5 سال پیش تا حالا انقدر عوض شدم که با خود اون موقعمون هم حرفی نداریم..چه برسه با «تو»ی الان)
- چه هوایی ..اگه اینگیلیس بودی یه روز در سال هم همچین هوایی نبود..
- آره خب...اگه کالیفرنیا بودم چی؟

۱/۲۱/۱۳۸۲

جنگ هم که به مبارکی تموم شد و روسیاهی به نلسون ماندلا موند.
اما از بین این عناوینی که تلویزیونای مختلف انتخاب کرده بودند برای این مولود میمون(..جنگ سلطه..حرب السیطره..operation iraqi freedom..battle for control..)من با عنوان تلویزیون ابوظبی حال کردم: «الحرب»!

..دیگه اینکه برای تموم شدن یه جنگ چند چیز لازمه:توافق طرفین (یا تمام شدن یکی از طرفین)..تعدادی دوربین..چند مجسمه..و احتمالا یک فقره احمد چلبی!
..برای شروع جنگ اما چیز خاصی لازم نیست ظاهرا..یعنی دلایل قانع کننده از قبل موجودند..

کی گفته حالا حتما یه چیز جنگ زده ای باید گفت..بزن بریم کوه!

۱/۱۹/۱۳۸۲

میای بریم بیلیارد..یا ..به دوست دخترت میگم زن داری ..به شریکت می گم پولاشو خوردی..می دمت دست ساواک..بچه هات رو قیمه قیمه می کنم..خودمو هم می کشم و صحنه سازی می کنم که کار تو بوده..
یه دوست خوب با آدم میاد بیلیارد ..مگه نه رفیق؟

قبول کردنش مشکله..می دونم...ولی بابا به خدا من هم آدمم.

۱/۱۶/۱۳۸۲

قربون كارلوس سانتانا..تو اين مايه ها بودم كه يه چس ناله اي بكنم ..لامذهب نمي ذاره ..بس كه باحاله.ماريا ماريا!..
(اين همون آهنگيه كه ميگن اولش ميفرمايد:ladies & jens يعني جماعت نسوان يا ليدي ان يا جنس!)






۱/۱۵/۱۳۸۲

شنيدي معلمي شغل انبياست؟
...هنوز بي حس نشدي،كه با مته افتاده به جونت..در حالي كه مدام واست آيه ياس مي خونه و يه ديلم كوچيك و يه شيلنگ و يه گيره و سه چهارم دستش تو دهنته ،ازت چار تا سئوال متناقض هم مي پرسه ،سپس! پاسخت(يا حركت مذبوحانه چشم و ابروت) رو مفصلا برات تفسير مي كنه ..بعد هم در ازاي چند ساعت شكنجه درآمد يك ماهت رو مصادره مي كنه..و به عنوان حسن ختام بهت يادآوري مي كنه كه دندونت امشب حتما درد مي گيره.

همين..خواستم بگم دندونپزشكي هم شغل اشقياست!

***


.. در انتهاي مراسم ختم حاج آقا طبق معمول شروع كرد به دعا كردن براي صبر بازماندگان،آمرزش رفتگان،شهداي اسلام و..ياري شيعيان عراق و آرزوي به خاك ماليده شدن پوزه دشمنان اسلام،آمريكا و اسراييل،در اين جهان(از اون جهان خيالش راحت بود!).
تشيع دين عجيبيه،اين همه آموزش مذهبي ديديم،هنوز گاهي منطقشو نمي فهمم..


×××

هميشه فكر مي كنم مهم نيست كه ميهن پرست باشم يا نه،يا اين كه اصولا اعتقادات ديني ،در هر سطحي، داشته باشم،چون به هر حال من جزيي از اين مجموعه هستم...من يه ايراني شيعه كم و بيش از نسل انقلاب و..هستم و همه اينا از اسم و شناسنامه ام پيداس.
ممكنه به همه نتايج حاصل از اين قضايا انتقاد يا اعتراض داشته باشم..اما نمي تونم جزيي از اون نباشم.من اگه يه آدم به كل كافر و لاديني هم باشم با اون حاج آقايي كه عرض كردم تو يه سبدم..كما اينكه آقاي خامنه اي و رجوي و ضيا آتاباي و گوگوش و آهنگران هم همه توي همين سبد هستن..اگه نيستن تو بگو كجان؟
..براي همين شايد وقتي همين حاج آقا وسط مراسم ختم در مورد تحريك شهوت حرف ميزنه يا ميگه چه ميدونم امام حسين زبان علي اكبر رو(البته براي رفع تشنگي او )در دهان گرفت من خنده ام نميگيره..همونطور كه وقتي يه بابايي مث جناب صوراسرافيل(مرد مسني در يكي از تلويزيون هاي 24 ساعته ) دچار اين توهم ميشه كه مردم (كه همه شون رو لابلاي “برنامه“به سخيف ترين القاب مفتخر مي كنه) ديگه به ميدون محسني ميگن ميدون صوراسرافيل!خنده ام نمي گيره..همينطور وقتي مياي بهم با افتخار ميگي ما اولين ملت غير غربي بوديم كه پارلمان دار شد و به تركيب شوراي شهر تهران بزرگ نگاه مي كنم خنده ام نمي گيره..به داستان “اطلاعاتي “از آب دراومدن راننده تاكسي اي كه ازش مشروب مي خري خنده ام نمي گيره..به امريكا هيچ غلطي نمي تواند بكند خنده ام نمي گيره..گاهي حتي به “شاهزاده رضا پهلوي!“ هم خنده ام نمي گيره..
چطور ممكنه پادشاه اسلام پناه يه مملكت متوجه اين مطلب نشه كه مسلمونا تو مملكتش وجود دارن و زياد تر از اون هستن كه بشه نديده گرفتشون ، تبعيدشون كرد يا از ديويد كاپرفيلد خواهش كرد موقتا غيبشون كنه؟يا چطور ميشه توي مملكتي كه اصولا كاشف الكله!و موسيقي هم درش قدمت هزار واندي ساله داره ..دوام اين دو عنصر هستي بخش به بهانه حضور يه اقليت كمتر از 100 هزار نفره ارامنه ممكن بشه(به الان نگاه نكنين كه مشروب از آب معدني راحتتر گير مياد..ياد قاراپت هاي چند سال پيش و .. بيفتين)

در نگاه اول اينطور به نظر مياد كه مشكل انكار شدن “بقيه“توسط “ما“يا گاهي “من“صرفا ناشي ساختار و عادات غير دموكراتيك ماست،كه هست.مطلبي كه هست اينه كه اولا اين موضوع فقط سياسي نيست ،ثانيا مگه اگه كسي دموكراتيك نبود بايد لزوما مغز خر خورده باشه؟محدود كردن متحدين به حسين آقا و خانم والده اش و انكار وجود سايرين با فرض ديكتاتور بودن هم كمكي به آدم نميكنه..
مگه سياسون اسلامي غيب شدن ؟
مگه عرق خوري ور افتاد؟
مگه موسيقي ريشه كن شد ؟
مگه همه بهايي ها شيعه شدن (يا مگه همه شيعه ها بهايي شدن؟)
مگه اسراييل از صفحه روزگار محو شد؟

ديدي به بعضي ها بر مي خوره چرا اين خارجي ها همه اش جاهاي درب داغون مارو نشون ميدن(حالا نمي گم كجاهامونو!)يا چرا فلاني رفته زن چادري گرفته يا چرا اون خانومه وقتي راه ميره فرضا نوك ممه هاش معلومه؟..چرا بر مي خوره؟چون اين سبدي كه اينجاس ..و اسمش شايد ايرانه شايد چيز ديگه..مال منه..بقيه توش هستن ولي مال منه..و بايد اونجوري باشه كه من دوس دارم! تو؟..تو برو همون ريشتو بزك كن بچه قرتي!


×××

چند سئوال:
اگر آمريكا به ايران حمله كنه آيا:
-ايرانياي خارج از كشور (مثلا دوبي )براي كمك به وطنشون بر ميگردن؟
-كشور هاي عربي موضع بي طرفي اتخاذ مي كنن؟
-آخونداي كربلا و نجف براي پيروزي برادراي شيعه شون تو ايران التماس دعا دارن؟
-شبكه هاي خبري عربي اذهان عمومي جهان اسلام رو به نفع ايران تهييج ميكنن؟
-همه طرفهاي ذينفع داخلي و خارجي سر موضوع تماميت ارضي ايران توافق مي كنن؟
-مردم (غالبا سني )ساير كشورهاي مسلمان داوطلب جهاد در ايران مي شن؟
-كشور هاي مهم اروپايي با آمريكا كل كل ميكنن؟
-شوراي امنيت قطعنامه ضد ايران رو رد مي كنه؟
-مجلس تركيه اجازه استفاده از خاكشو به يانكي ها نمي ده؟


ميدوني ،اين عراقيها يه جورايي تو عالم بد شانسي ،شانس آوردن.نوبت ما كه بشه (زبونم لال!) بد تر از عواقب جنگ اينه كه بفهميم هيشكي تو دنيا دوستمون نداره..دق مي كنيم به جان خودم!...
البته اينو هم بگم كه با اين مطلبي كه گفتم ،خيلي موافق نيستم!!

۱/۱۱/۱۳۸۲

انقدر همه در باره جنگ حرف ميزنن كه اگه مجسمه آزادي رو تو روز روشن بدزدن كسي نمي فهمه..شايد بعد جنگ چندتا توريست ژاپني فرضا متوجه نبودنش تو زمينه عكسي كه گرفتن بشن.

×××

از مضرات جنگ يكي هم اينكه آبجو گرون و ناياب شده،چون مرز تركيه بسته و..عيد هم هست!
عابر:“از جنگ چه خبر؟“
روزنامه فروش:“سلامتي رهبر“!

۱/۰۶/۱۳۸۲

استامينوفن...“‌‌Bombing for peace is like fucking for virginity“
اي 81 الهي بري كه بر نگردي!
سال تحويل داشتم اخبار جنگ رو از BBC دنبال مي كردم..نميدونم ادامه همه پارسال پاي تلويزيون بودنم بود ،يا علامت اينكه همه سال پاي تلويزيونم.

×××

موهاي بلند وزشت، و ريش ضايع و پيراهن يقه پهن و كفش هاي بزرگ و نوك تيز و كت هاي تنگ و اپل دار و تركيب رنگ واقعا اسف باري داره، كه همشون رو با دقت و وسواس و قيمت زياد فراهم كرده...از همينش خوشم مياد!

×××

قصر،يا غصر،يا قسر،يا قثر،يا غثريا غسر......خلاصه در رفتيم!

×××

شكايت دارم،مدتهاست...خدا يا نيست يا سيستم ساده ايست..فيدبك ندارد!حتي رسيدي نميدهند،كه بفهمي شكايتت ثبت شده يا نه..بررسي شده؟ وارد بوده؟ هيچي به هيچي. اينطوري ميشه كه يهو ديگه شكايت و پيشنهادي براش نمي فرستي و اهميتي به وجودش نمي دي ،..يا قانع ميشي كه نيست.

×××

يه مسائلي انقدر شخصي هستن كه به خودت هم روت نمي شه بگي..گرچه گاهي مردم تو خيابون از جزيياتش هم خبر دارن

۱۲/۲۷/۱۳۸۱

راننده:“عمو تو كجا اينجا كجا؟..بهش اسلحه دادي چشمت كور مي خواستي ندي ..مردم بدبخت چه گناهي كردن آخه؟“
سياسي هامون هم همينا رو مي گن ،گيرم كمي رسمي تر..عجيب نيس كه بوش تجديد نظر نمي كنه..

اما بوش! تو اين مصاحبه مطبوعاتي اخير يه جمله قصاري گفت كه متاسفانه تحت تاثير اخبار جنگ طلبانه قرار گرفت،با اين مضمون:“به نظر من سازمان ملل سازمان مهميه براي همين هم در تاريخ فلان درش سخنراني كردم“!
..به نظرم اگر امروز جمهوري خواه باهوش تري (يعني هر كس غير اين يكي)رييس جمهور آمريكا بود ،لابد امريكا تا الان همه خاور ميانه رو دچارآزادسازي كرده بود..باز خدارو شكر!

بر خلاف امريكايي ها ما اما سياستمداران هوشمندي داريم:
“هدف اطلي امريكا تسلط بر منطقه،كنترل منابع نفتي،اشراف بر جمهوري اسلامي و دفاع از اسراييل است“ آقاي خامنه اي.

جايي كه مطلب بالا رو خوندم (فرودگاه اصفهان) اين نكته اساسي هم ذكر شده بود:“گريه بر حسين الفباي اداب بيداري و علامتي است كه ميل به طهارت روح را گواهي ميدهد،و اين آغاز كار است، بايد حسيني شد.“
من نفهميدم اين دستورالعمل طهارت روح بود ،خط مشي حسينيزاسيون بود ،چي بود!اما نويسنده حتما يه چيزي ميشه ،با عنايت به اين فرمايشات امام(ره)..كه همين الان يادم افتاد:
“انقلاب ما انفجار نور بود“ وبه خصوص اين يكي:“ما پرچم الله اكبر را بر فراز قلل رفيع كرامت و بزرگواري به اهتزاز در مي آوريم“..بفرماييد

۱۲/۲۴/۱۳۸۱

..با خودم كه گپ مي زنم،دلم مي گيره..عينهو پير سگا همه اش چس ناله مي كنه..سيريش و بد پيله هم هس ،ول نمي كنه،هر چي سوتش مي كنم باز كمونه مي كنه مياد ور دلم...حالا برنامه دارم يه جورايي دودرش كنم..
فقط مي ترسم افسرده بشه!
از نبوي :“....نتيجه‌گيري اخلاقي: در يك جنگل روي همه چيز بايد حساب كرد جز دموكراسي!“به تاريخ14 اسفند
بدين وسيله برخي آمارهاي ارايه شده ،تصحيح مي گردد:
-آمريكا بيش از 30 درصد ثروت دنيا را در اختيار دارد
-اسراييل 200 كلاهك هسته اي در اختيار دارد
-سهم امريكا در توليد اقتصادي دنيا 26 درصد
-بودجه دفاعي پيشنهادي بوش 380 مليارد دلار

احتمالا ساير ارقام هم مخدوش هستند...گرچه در اصل موضوع تغييري ايجاد نمي كند.

۱۲/۲۱/۱۳۸۱

“امريكا ........آى امريكا .....!!
" پاسخ به چند سئوا ل سا ده "



1_ چند در صد جمعيت دنيا در امريكا زندگى مى كنند ؟؟
ج _ شش در صد
2 _ چند در صد ثروت دنيا در امريكا ست ؟؟
ج _ پنجا ه در صد !
3 _ كدا م كشور دا را ى بزرگ ترين منا بع نفتى دنيا ست ؟؟
ج _ عربستا ن سعود ى
4_. كدا م كشور دومين منا بع نفتى جها ن را در اختيا ر دارد ؟؟
ج :. عرا ق
5_ . سالا نه در جها ن ، چه ميزان پول صرف امور نظا مى و تسليحا تى ميشود ؟؟
ج :. نهصد ميليا رد دلا ر !!
6 _. امريكا سا لا نه چقدر صرف امور نظا مى مى كند ؟؟
ج : چها ر صد و پنجا ه ميليا رد دلا ر !!
7 _ با چه مقدار پول مى توان همه سا له گرسنگا ن جها ن را از مرگ نجا ت داد ؟؟
ج : چهل ميليا رد دلا ر !!
8-- از زما ن جنگ جها نى دوم تا كنون ، چه تعدا د انسا ن در جنگ ها جا ن با خته اند ؟؟
ج : 86 ميليون نفر !!
9 -- از چه زما نى كشور عر ا ق سلا ح ها ى شيميا يى و بيولوژيكى در اختيا ر دارد ؟؟
ج : از سال 1980
10 -- آ يا اين سلا ح ها توسط زراد خا نه ها ى عراق سا خته شده اند ؟؟
ج : خير ! ايا لا ت متحده ، انگلستا ن ، و برخى كمپا نى ها ى بزرگ تسليحا تى ، اين سلا ح ها ى مرگبا ر را در اختيا ر عر ا ق گذاشته اند .
11 -- آ يا هيچوقت دولت امريكا استفا ده عرا ق از سلا ح ها ى شيميا يى را محكوم كرده است ؟؟
ج : هر گز !
12 -- در حملا ت شيميا يى صدا م حسين به حلبچه در سا ل 1988 چند نفر جا ن با خته اند ؟؟
ج : پنجهزا ر نفر !!
13-- كدا م كشور غربى اين حملا ت را محكوم كرده است ؟؟
ج : هيچكدا م
14 -- آيا تا كنون هيچ سند و مدركى مبنى بر دست دا شتن عر ا ق در حمله تروريستى يا زده سپتا مبر بدست آمده است ؟؟
ج : خير !
15 -- در جنگ خليج فا رس ، چند نفر غير نظا مى جا ن با خته اند ؟؟
ج : 35 هزار نفر !
16 -- چند هزار تن از سر با زا ن عر ا قى در جريان جنگ خليج فا رس ، توسط تا نك ها ى امريكا يى زنده زنده به خا ك سپرده شدند ؟؟
ج : شش هزا ر نفر !!
17 -- بعد از خا تمه ى جنگ خليج فا رس ، چه مقدا ر اورانيوم در عر ا ق و كويت بر جا ى ما ند ؟؟
ج : چهل تن !
18 -- بر اسا س گزارش سا زما ن ملل ، رشد بيما رى ها ى سرطا نى در عراق پس از جنگ خليج فا رس چند در صد افزا يش دا شته است ؟؟
ج : هفتصد در صد !!
19 -- بر اسا س ادعا ى امريكا ، چند در صد ارتش عر ا ق پس از جنگ خليج فا رس نا بود شده بود ؟؟
ج : هشتا د در صد
20 -- بر مبناى بر آورد ها ى پنتا گون ، در صورت حمله ى امريكا به عر ا ق ، چه تعدا د غير نظا مى به قتل خوا هند رسيد ؟؟
ج : ده هزا ر نفر
21 -- چند در صد اين كشته شدگا ن كودكا ن خوا هند بود ؟؟
پنجا ه در صد !
22 -- چند سا ل است كه امريكا ، بى محا با عر ا ق را بمبا را ن مى كند ؟؟
ج : يا زده سا ل
23 -- در فا صله ى دسا مبر 1998 تا سپتا نبر 1999 ،چه مقدا ر بمب بر روى عر ا ق ريخته شده است ؟؟
ج : بيست ميليون پا ند !!
24 -- چند سا ل است كه قطعنا مه ى شما ره ى 661 سا زما ن ملل متحد ، عرا ق را در محا صره ى اقتصا دى قر ار داده است ؟؟
ج : دوا زده سا ل
25 -- در سا ل 1989 ، در صد مرگ و مير كودكا ن عر ا قى چقدر بوده است ؟؟
ج : 38 نفر " در هر هزار تولد "
26 -- در سا ل 1999، در صد مرگ و مير كودكا ن عر ا قى چقدر بوده است
ج : 131 نفر " افزا يشى معا دل 345 در صد !! "
27 -- تا اكتبر 1999 ، چند هزار نفر از مردم عر اق در نتيجه ى محا صره ى اقتصا دى آن كشور ، جا ن با خته اند
ج : يك ميليون و پا نصد هزا ر نفر !!
28 -- چند هزا ر كودك عر ا قى در ميا ن اين قربا نيا ن هستند ؟؟
ج : هفتصد و پنجا ه هزا ر نفر !!
29 -- دولت اسرا ييل ، تا كنون چند قطعنا مه ى سا زما ن ملل را زير پا گذا شته است ؟؟
ج : 65 قطعنا مه
30 -- دولت امريكا تا كنون چند قطعنا مه ى سا ز ما ن ملل عليه اسرا ييل را وتو كرده است ؟؟
ج : بيش از 30 قطعنا مه
31 -- چند كشور جها ن دا را ى سلا ح ها ى اتمى هستند ؟؟
ج : هشت كشور
32 -- عر ا ق چند كلا هك اتمى در اختيا ر دارد ؟؟
ج : هيچ !
33 -- امريكا چند كلا هك انمى دارد ؟؟
بيش از ده هزا ر كلاهك !!
34 - اسرا ييل چند كلا هك اتمى دارد ؟؟
ج : بيش از چها رصد كلا هك

..... ما رتين لوتر كينگ مى گويد : زما نى كه ما در بر ابر مسا يل بسيار مهم سكوت ميكنيم ، نشا نه ى آ ن است كه ما به پا يا ن زندگى خود رسيده ايم ....


**** گزارشگر : CHARLES SHEKETOFF ،رييس هيئت اجرا ييه ى مركز سيا ست ها ى عمومى ايا لت اورگان .
P. 0 BOX -- 7
SILVERTON . OR. 97381 --U. S. A
ترجمه و تنظيم : گيله مرد . ينگه دنيا .“

مي گن دود از كنده بلند مي شه...اين گيله مردشونه!

پشت در توالت كارخونه سيمان سپاهان نوشته:“لطفا پس از اتمام سيفون را تخليه فرماييد“..فكر كردم چه مودب..فقط كاش مي گفت پس از اتمام چي، كه اشتباهي پيش نياد...نخند! مطمئن باش آمار كسايي كه سالانه توي توالت فرنگي هتلها سرنگون مي شن از تلفات تصادفات كمتر نيس...

از وقتي نوشتن پشت كاميونا ممنوع شده ،علاقه خاصي به نوشته هاي توالت ها پيدا كرده ام.اگه عمري باقي ياشه نتيجه مطالعاتم رو در يك مجموعه نفيس منتشر مي كنم..
اسير جاده ها ،ال بهرام!
خب ..اگه يه كم بهم وقت بدي ،مي فهمم چه غلطي بايد بكنم.
.نميدي؟..آخه چرا؟
...هاا!..چون ميدوني چه غلطي مي كنم..زرنگ!

×××

ديدي ملت مي گن :آقا يه برنامه بذار همديگه رو نبينيم؟...هيچي،گفتم يعني اگه تو بخواي منم پايه ام.

۱۲/۲۰/۱۳۸۱



راستي اين مدت كجا بودم؟..مي دونم!اين سوال واسه خودمم مطرح نشد!

۱۲/۱۰/۱۳۸۱

مهاجرت...وقتي از همه كس و همه چيز خسته مي شي..و حتي نمي توني تنها باشي..ممكنه مهاجرت كني..به خارج،داخل..به جايي كه نمي دوني كجاس.خوبه يه پوتين بخرم.

۱۲/۰۴/۱۳۸۱

چي شده؟..اين چند روز چند جا(و خوب جاهايي!) لينك اين بلاگ زپرتي و بي مشتري رو ديدم..به هر حال خواهرا،برادرا ،خير از جووني و خوشگلي تون ببينين ..به حق پنش تن.

۱۲/۰۲/۱۳۸۱

مهندس حساب كرد شد 465 مليون دلار،...من حساب كردم شد 380 مليون دلار..ظاهرا،ميگن كار من خيلي دقيق تره!منتهي مي دونم كه خطاش همچين كم هم نيس... کلاً دیمیه
..اونوقت من كه مي گم مملكتو امام زمان مي چرخونه،تو مي گي چرند نگو!!

۱۱/۲۹/۱۳۸۱

زندگي ،دست و پا زدن در حوضچه اكنون است

۱۱/۲۳/۱۳۸۱

وجدان راحت البته چيز خوبيه..اما هرگز ،به هيچ عنوان، جاي خيال راحت رو نمي گيره.


×××

به زندگيم نگاه مي كنم،فيلم جالبي است به زبان بلغاري....انگار به عروسي عوضي رفته باشي و مدام ازت بپرسند كه فاميل عروسي يا داماد..يا چون شبيه بن لادني دارت بزنند و هرچي عر بزني كه بابا عوضي گرفتين ،بگن:“ اختيار دارين،راستش ما در اعماق قلبمون شما رو تحسين مي كنيم!“..خواب خوشي كه توش نه يكبار ،كه ده بار خفه مي شي....

×××

از پشت شيشه باراني ،با مختصر برف جا مانده از صبح،و قله اي فرو رفته در مه،سيد ممد كوهي واقعي مي نمود............شش سال ،هربار كه اتوبوس دور فلكه مي چرخيد و سيد ممد در ديدرسم قرار مي گرفت،دلم آشوب مي شد..اين بار هم استثنا نبود.
..آدميزاد فراموشكار!
ازت مي پرسند :“كجا خوندي؟“..ميگي:“صنعتي اصفهان“
“..به به!!دانشگاه خيلي خوبيه،“
..و تو(لابد با افتخار) لبخند ميزني.


×××

مقام معظم رهبري:“ما هرچه داريم از اين انقلاب داريم“
..شما كه بعله!


۱۱/۲۰/۱۳۸۱

-..ببين من اگه اين قرصها رو نخورم،ميميرم.
-به خدا اگه به اين مواد شيميايي لب بزني ،خودمو مي كشم!
-عزيزم ،يه كم منطقي باش.
-..يه خورده هم تو احساسي باش..
-@#$%^&!!!؟

۱۱/۱۶/۱۳۸۱


هايكو:
“اي ملت مسيح
و اي پيروان عيسي روح الله
به پا خيزيد“

-بيل بورد منقوش به تمثال امام(ره)، واقع در خيابان وليعصر.بين انقلاب و جمهوري

۱۱/۱۵/۱۳۸۱

مردن..انبوه وسايل بي استفاده ات كه وبال اهل خانه شده...غيبت غير قابل توجيهت در مراسم ختم..و نبودنت وقتي كسي مي خواهد با تو، تو، حرف بزند..براي هميشه.

۱۱/۱۴/۱۳۸۱

با توجه به حال و روز ش فكر نمي كرد تا اومدن پسرش دوام بياره..با ين حال روحيه اش خوب بود و شوخي هم مي كرد(با همان مختصر صدايي كه باقي مانده بود)
پريروز صبح پسرش رسيد،بعد 25 سال..از 5 تا 8 بهش نگاه كرد و گفت حالا بريم بيمارستان...
امروز صبح خواهرش زنگ زد و گفت تموم كرده.

...تو دلش چي ميگذشته؟
ناراحت از اين كه ميدوني فقط چن روز ديگه هستي؟..يا خوشحال از اين كه بعد سالها ،دخترت،نوه و پسرت رو مي بيني؟..دل آدم گنده ميشه شايد.
اي بابا..

۱۱/۱۲/۱۳۸۱

fcuk ..نه عزيزم من درست تايپ كردم، تو غلط خوندي.french conection U K ..نمي دونم چرا يه اسم آبرومندانه انتخاب نكرده ان!

۱۱/۱۰/۱۳۸۱

در شاهين شهر:
-“آقا ،لطفا يه تاكسي واسه من بگير“
-“خب“و گوشي رو بر مي داره:
“سلام كا!،دمت گرم،خدافظ“!!
دو دقيقه نشده تاكسي در مغازه اس!


×××

فكر كردم داخل كعبه لابد به همه سمتي ميشه نماز خوند..يعني از درون كعبه كه به ماجرا نگاه كني همه جا قبله اس.

×××

در خارج!:
از 8تا اطلس 7 تا شون نوشته بودن“The Gulf“يعني “همون خليجه!“و فقط يكيشون نوشته بود“Persian Gulf“.نسخه ويژه كشورهاي عربي بودن ،انشاالله.
تا 2 دو ساعت ناخودآگاه هي مي گفتم“The Gulf“..با لهجه غليظ بريتيش!

۱۰/۲۸/۱۳۸۱



ميگم ما كه اين همه hang مي كنيم ،چي مي شد گاهي هم RESET كنيم؟....والله!

۱۰/۲۱/۱۳۸۱

...“حرف زدن از پشيمونی مسخره است ، وقتی که موقع انتخاب يه راه بيشتر نداشتی...“


به نظر شما راهي وجود داره كه در فاصله امروز تا فردا 48 ساعت به وقتم اضافه شه؟..مثلا در ازاي واگذاري هفته اول اسفند؟

۱۰/۱۴/۱۳۸۱

چون نيست از آنچه هست جز باد به دست.....چون هست در آنچه هست فقدان و شكست
انگار كه هر چه هست در عالم نيست.......پندار كه هرچه نيست در عالم هست
باشه؟
آمار دقيقي در دست نيست اما از ظواهر امر اينگونه پيداست كه اين وبلاگ را تنها تني چند از دوستان و آشنايان مطالعه مي نمايند(تا بحال فقط يكبار ايميلي از آدمي كه نميشناختم دريافت كرده ام) لذا مثل يه وبلاگ در معناي عام كلمه نمي ماند.بيشتر مث اينه كه وسط يه مهموني سخنراني كني،و ديگران در سكوت تحليلت كنن.
از همين مجموعه رفقا هم ندرتا فيد بكي در باره مطلبي دريافت ميكنم. خودم هم كه از اونچه ميشه اينجا نوشت اطلاع قبلي دارم...مي دوني!،فكر ميكنم وقتي ارتباط دوطرفه نباشه وبلاگ مث اينه كه يه عده آشناها دارن سررسيدتو مي خونن!
لهذا وقتي ميگي“ بابا چرا اين وبلاگو آپديت نمي كني؟“ لحنت عين وقتيه كه ميگي“بابا بهرام ،كجايي؟نيستي!“
اينجوري!
حلقه اي بر گردنم افكنده دوست...مي برد آنجا كه باب ميل اوست!

اين همچنان رايج ترين استفاده حلقه مي باشد.از اين كه از گرفتن حلقه اي كه برايم خريده بودي،هيچ ابراز شادماني نكردم،خيلي ناراحت و عصباني شدي..بعد كه فهميدي عدم ابراز شاديم به اين خاطر بوده كه زير نور چراغ رنگ حلقه را زرد ديده بودم، دو برابر ناراحت شدي..حلقه گشاد بود و من گيج بودم(يا بالعكس) لذا ديري نپاييد كه از دستم افتاد و گم شد..بيغرض!..تو كه فهميدي منفجر شدي، حلقه را پرت كردي كه افتاد توي سينك آشپزخانه، من خودم رو چس كردم و اون حلقه رو چپوندم توي انگشت كوچكم، و تو انگار كه تحولي رخ داده باشه پريدي تو بغلم..
..اون ماجراي بي نمك مربوط به قرني پيشه..علاقه بي حد به حلقه كار دستت داد و چندي بعد به خانه بخت رفتي، با حلقه هاي زرد راستكي..حلقه من اما پيدا شد،هر دو حلقه الان سالهاست بلااستفاده افتاده اند، زندگي پوچي را در كنار هم داخل يك جعبه مي گذرانند و پيش رفقايشان از اين كه دست آدمي عوضي چون من افتاده اند احساس سرشكستگي مي كنند.
“موسسه خيريه مولي الموحدين“
آدم با شنيدن اين اسم ياد اين موسسه هايي ميفته كه تابلوهاي زشت با فونت هاي گنده دارن، دور وبر بازار..البته اين موسسه صاحب مجموعه خودروسازي “كرمان موتور“ه (توليد كننده ماتيز و سيلو)،  همچنين مالك “هواپيمايي ماهان“...خيريه!




۱۰/۱۲/۱۳۸۱

بندر عباس:هواي عالي، ماهي هاي عجيب غريب، درياي زيبا، قشم هم كه پيداست، موزيك بستكي،سمبوسه، بيليارد، آب انبه..دو روز براي كار رفتم ولي بهم خيلي خوش گذشت.
..همش نا خودآگاه با دوبي مقايسه مي كني و به طرز احمقانه اي از خودت مي پرسي چرا اينجوريه؟

“سياهه،نارگيله!“ اين نوارو هم با خودم از اونجا آوردم.

×××

يكي واسه من توضيح بده:از همه جاي ايران همه رقم آدم ميره بندر كار كنه،اونوقت بيكاري بين خودشون بيداد مي كنه .جايي كه رفته بودم كارگراي ساختموني هم ترك و كرد بودن..
ديگه اينكه انقدر معتاداي درب وداغون مي بيني ،كفت مي پاچه. يكي مي گفت بيكاري ينجا ناشي از نبودن كار نيس، بلكه به خاطر دو تا صنعت سنتي منطقه است: صيادي و قاچاق..مردم تن به كارگري و ماهي صنار نمي دن.