۳/۱۰/۱۳۸۴

...خب الحمدلله كه انتخابات نزديكه و سوژه براي جماعت بلاگر-كه براي جميع آحاد ملت- فراهم شده..
الحق هم اين كانديداها هيچ حسني اگه نداشته باشن-كه دارن-اقلكم سوژه هاي رديفي هستن...
شما راي ميدين؟
اگر جوابتون منفي هم هست مهم نيس..به هر حال انتخابات موضوع مهميه و من ميدونم كه دلتون براي آينده وطن مث گنجيشك مي تپه..در همين راستا من يه پيشنهادي دارم كه ذيلا عنوان مي كنم:
"جايزه بزرگ رياست جمهوري"
هدف:
1- هدايت علايق شما
2-جذاب تر كردن فرايند انتخابات
3-كسب رزق حلال
4-تحليل پيش بيني هاي عمومي
5-پيشگيري از بروز عارضه "ديدي گفتم" و "من مي دونستم" حاد در شركت كنندگان
شرح مختصر:
1-شركت كنندگان-پس از پرداخت وجه شركت در مسابقه-نسبت به پيش بيني موارد زير اقدام مي نمايند:
-تعداد شركت كنندگان
-برنده انتخابات
-سهم هر يك از كانديداها(درصد)
2-ورود اطلاعات وطبقه بندي
3-اعلام برخط_آنلاين- نتايج پيش بيني ها
4-صبر(تا زمان اعلام نتايج)
5-رتبه بندي شركت كنندگان
6-اعلام نفرات برتر و اهداي جايزه
نكات تكميلي:
شما مي توانيد در مسابقات جانبي(رايگان) خوشتيپ ترين نامزد،روراست ترين نامزد،راست ترين نامزد،برتر ترين پوستر تبليغاتي،مضحك ترين اظهار نظر و ... شركت نماييد
اين تارنما از همكاري كليه افراد علاقه مند كه حاضر به مشاركت در اجراي آن-با يا بدون اطلاع اين حقير- باشند استقبال مي نمايد
"توجه فرماييد:"
انتخابات و سرگرمي هر دومسائل بسيار مهمي هستند لذا پيشنهاد بنده را جدي بگيريد و شرط بندي روي انتخابات هم با توجه به شباهت تام و تمامي كه با اسب سواري و تير اندازي دارد علي الاصول از لحاظ شرعي محل اشكال نمي باشد.
با تشكر و تقديم احترام.

خيلي خوب(يا خِيله خُب!)
من يه آدم مستقلم..خودمو بي اراده و تسليم شرايط نمي دونم..اعتقاد ندارم اين كه وضعيتم بحرانيه تقصير بقيه اس..مسئوليت همه مسائلم رو خودم راساً به عهده مي گيرم..آينده و مسير فعلي زندگيم رو صد در صد تابع مستقيم تصميم هايي كه مي گيرم مي بينم..و ديگران رو به خاطر بلاهايي كه سرم مياد شماتت نمي كنم ..بي تعارف مي گم دلم نمي خواد دائماً نقش قرباني رو بازي كنم..

فقط شما هم ديگه لطف كن و اين چاقو رو از بيخ گلوم وردار بذار كنار.
--
يه ضرب المثل چيني ميگه:"مواظب آرزو كردنت باش ..چون ممكنه برآورده شه"
كسي چه مي دونه حالا اين قضيه واقعاً چينيه يا نه اما به هر حال جالبه.. اين مطلبو تو يه فيلم از رابرت دونيرو شنيدم..اون طور جدي كه ايشون موضوع رو مطرح كردن ، بعيد ميدونم غلط باشه.
--
روزي كه بين"ترسو مُرد" و "احتياط شرط عقل است"درون مغزت آتش بس اعلام كني، يوم الله است!
برقراري صلح بين ساير اصول متناقض داخل مخت كه كار حضرت فيله ..اگر هم سالي بياد كه اين ماجرا اتفاق بيفته لابد "عام الفيل"ه!
"آمل فيل" به كسي مي گن كه شهر آمل رو خيلي دوس داره..محض اطلاع.
--
كل كل،تعارف،رودربايستي،ادب ،دلسوزي،ترس،بدهي،اجبار،..انگيزه ديگه اي هم داري؟.. مثلا تمايل؟!

--
"آدم از يه سوراخ دوبار گزيده نميشه"
معلوم نيس با اين حرف آدمو زير سوال مي برن يا سوراخو!
--
زير شمد خودشو به خواب مي زنه تا باباهه بخوابه ..بعد پاشه بره دنبال بازيش...چهل ساله داره همين كارو با همه تكرار مي كنه.
--
مخالف تغيير و پيشرفت تو نيستم..منتهي به دلايل تخمي جهتشون رو من بايد تعيين كنم..

۲/۱۵/۱۳۸۴


""چارده پونزده سالم بود..عشقم اين بود كه برم يه نون سنگك بگيرم از اين سر قم بكوبم برم تا اون سر قم بيت حاج آقا ...بعد اون پيرمرد با يه حالت نوراني دستش رو بذاره رو سرم و با صداي لرزونش بگه: ((پسرم..خدا..خدا..خدا..خدا))..تمام هفته بعدش من واسه خودم خوش و سرمست از اين ماجرا مي پلكيدم و رو پام بند نبودم.."
بعدش هم سيگاري رو كه بادقّت ترياك روش ماليده بود روشن كرد "عجب الاغي بودم ،واقعاً."

۲/۱۴/۱۳۸۴


نوشتن،
فقط يه حقيقت وجود داره كه از پيچيده ترين روايات خلاقه نويسنده ها ي بزرگ و غول آسا بگير و بيا تا چرند ترين پاورقي هاي نشريات زرد ازش حرف مي زنن..همه شون هم راس ميگن..فكرشو كه ميكني، روايت كافكا و كوندرا و پروست همون قدر نزديك به حقيقته كه ر.اعتمادي و دانيل استيل و فهيمه رحيمي..(قبول مي كنم كه درك درستي از ادبيات ندارم!)همه پيچيدگيهاي روانكاوانه يه جورايي مث همه تفسيرهاي خاله زنكي مي مونن..موضوع اينه كه تو فضايي كه هستن جواب مي دن و مخاطب رو قانع مي كنن(يا نمي كنن)
مشكل وقتي بروز ميكنه كه تو يه توجيه خيلي ر.اعتمادي واري از يه پديده مي كني و طرف مقابل جويس وار جواب مي ده(و بر عكس)..براي مجاب كردن حريف لازمه طرفين به يه زبون حرف بزنن ولي طبيعي هم هست هركسي اون زبوني رو كه بهش مسلط تره ترجيح بده..و بحث الي الابد ادامه پيدا ميكنه..يا اينكه يه جايي آقاي پروست به شكل مبتذلي ميدونو خالي مي كنه يا خانوم رحيمي از دستش دچار ياس فلسفي ميشه..
نوشتن ،
لذتي مث نوشتن درباره چيزايي كه ازشون هيچي نمي فهمي وجود نداره