۱۲/۰۴/۱۳۸۱

چي شده؟..اين چند روز چند جا(و خوب جاهايي!) لينك اين بلاگ زپرتي و بي مشتري رو ديدم..به هر حال خواهرا،برادرا ،خير از جووني و خوشگلي تون ببينين ..به حق پنش تن.

۱۲/۰۲/۱۳۸۱

مهندس حساب كرد شد 465 مليون دلار،...من حساب كردم شد 380 مليون دلار..ظاهرا،ميگن كار من خيلي دقيق تره!منتهي مي دونم كه خطاش همچين كم هم نيس... کلاً دیمیه
..اونوقت من كه مي گم مملكتو امام زمان مي چرخونه،تو مي گي چرند نگو!!

۱۱/۲۹/۱۳۸۱

زندگي ،دست و پا زدن در حوضچه اكنون است

۱۱/۲۳/۱۳۸۱

وجدان راحت البته چيز خوبيه..اما هرگز ،به هيچ عنوان، جاي خيال راحت رو نمي گيره.


×××

به زندگيم نگاه مي كنم،فيلم جالبي است به زبان بلغاري....انگار به عروسي عوضي رفته باشي و مدام ازت بپرسند كه فاميل عروسي يا داماد..يا چون شبيه بن لادني دارت بزنند و هرچي عر بزني كه بابا عوضي گرفتين ،بگن:“ اختيار دارين،راستش ما در اعماق قلبمون شما رو تحسين مي كنيم!“..خواب خوشي كه توش نه يكبار ،كه ده بار خفه مي شي....

×××

از پشت شيشه باراني ،با مختصر برف جا مانده از صبح،و قله اي فرو رفته در مه،سيد ممد كوهي واقعي مي نمود............شش سال ،هربار كه اتوبوس دور فلكه مي چرخيد و سيد ممد در ديدرسم قرار مي گرفت،دلم آشوب مي شد..اين بار هم استثنا نبود.
..آدميزاد فراموشكار!
ازت مي پرسند :“كجا خوندي؟“..ميگي:“صنعتي اصفهان“
“..به به!!دانشگاه خيلي خوبيه،“
..و تو(لابد با افتخار) لبخند ميزني.


×××

مقام معظم رهبري:“ما هرچه داريم از اين انقلاب داريم“
..شما كه بعله!


۱۱/۲۰/۱۳۸۱

-..ببين من اگه اين قرصها رو نخورم،ميميرم.
-به خدا اگه به اين مواد شيميايي لب بزني ،خودمو مي كشم!
-عزيزم ،يه كم منطقي باش.
-..يه خورده هم تو احساسي باش..
-@#$%^&!!!؟

۱۱/۱۶/۱۳۸۱


هايكو:
“اي ملت مسيح
و اي پيروان عيسي روح الله
به پا خيزيد“

-بيل بورد منقوش به تمثال امام(ره)، واقع در خيابان وليعصر.بين انقلاب و جمهوري

۱۱/۱۵/۱۳۸۱

مردن..انبوه وسايل بي استفاده ات كه وبال اهل خانه شده...غيبت غير قابل توجيهت در مراسم ختم..و نبودنت وقتي كسي مي خواهد با تو، تو، حرف بزند..براي هميشه.

۱۱/۱۴/۱۳۸۱

با توجه به حال و روز ش فكر نمي كرد تا اومدن پسرش دوام بياره..با ين حال روحيه اش خوب بود و شوخي هم مي كرد(با همان مختصر صدايي كه باقي مانده بود)
پريروز صبح پسرش رسيد،بعد 25 سال..از 5 تا 8 بهش نگاه كرد و گفت حالا بريم بيمارستان...
امروز صبح خواهرش زنگ زد و گفت تموم كرده.

...تو دلش چي ميگذشته؟
ناراحت از اين كه ميدوني فقط چن روز ديگه هستي؟..يا خوشحال از اين كه بعد سالها ،دخترت،نوه و پسرت رو مي بيني؟..دل آدم گنده ميشه شايد.
اي بابا..

۱۱/۱۲/۱۳۸۱

fcuk ..نه عزيزم من درست تايپ كردم، تو غلط خوندي.french conection U K ..نمي دونم چرا يه اسم آبرومندانه انتخاب نكرده ان!