۳/۱۶/۱۳۸۳

هرچي خودمو محكمتر پرت مي كنم..باز كمونه مي كنم ميام زارت مي خورم تو سرم..
هي مي زنه مي گه تند تر برو..آخه الاغ! اين درشكه اي كه به ما بستي چرخ هاش مكعبه.
آدم اگه خودشو گروگان بگيره،سردار طلايي مياد وساطت كنه؟!

باليش*

باليش*
زمين سفته..واسه همين آدم بالش ميذاره زير سرش..هيشكي هم فكر نمي كنه با اين كار زمين از قبلش نرم تر مي شه..ولي خب..يه جورايي راحت تره..بعضي ها بالش پر دوس دارن ..بعضي ها ابري..يا مث مامان اوشين ممكنه دلت بخواد يه مكعب چوبي زير سرت بذاري..شايدم كلا بي بالش راحت تر باشي و زمين سفتو ترجيح بدي..
حالا تو اگه مي خواي برو مديتيشن كن..نماز بخون..زن بگير(شوهر كن!)..طلاق بگير..پول درآر..برو خارج..هرچي.....خيلي هم خوبه!
فقط يادت باشه داري بالشهارو بيشتر مي كني..زمين هنوز سفته

*يادم نيس مرتضي بود يا ممد كياني كه بالشو مي گفت باليش!

۳/۱۲/۱۳۸۳

ناز
"هر چقدر ناز کنی..ناز کنی باز تو دلدار منی..
ناز بکنی یا نکنی فرقی نداره واسه من...
نازی ناز کن که نازت یه سرو نازه!...
حالا ناز نکن قهر نکن لب ور نچین ای یار جونی
نازنکن بسه دیگه ناز نکن واسه من..
مینا ناز ناز ناز ناز ناز داره مینا...
دلی که دلدلر داره نازش خریدار داره...
حالا ناز ناز ناز نازتو بنازم..
طناز من ای ناز من ای ناز.."
بگیر و برو ..

واقعا این کلمه مصیبت عظمی است..همونطوریکه مشاهده می کنین موضع واحدی هم در قبالش وجود نداره..بر خلاف دکتر شریعتی(تو کویر احتمالا!) من فکر می کنم این اجنبی ها باید از نداشتن همچین کلمه ای خیلی هم خرسند باشن.
حالا فکر نکنین تو نمونه های غیر جواد (مثلا شعرای کلاسیک و اینا..)خیلی وضع بهتره..به نظر من که یکی از موانع دستیابی زنها به حقوقشون همین یه کلمه بلاتکلیف و تفاسیر بی شمار دور و برشه..

یادش به خیر ..بار اولی که این کلمه رو شنیدم چار پنج سالم بود ..توپمون خورد به دختر همسایه که دردش گرفت..می گفت خورد به نازم!!حتی به عنوان یه کودک کنجکاو هم از این کلمه و عواقبش در امان نموندم

۳/۱۰/۱۳۸۳

ببین !این که بگی واسه هر کاری یه روش متمدنانه وجود داره از بیخ غلطه..مگر اینکه به نظرت تمدن بشری به اون نهایت فرضی خودش رسیده باشه..که بعیده.برای بعضی کارا هنوز شیوه متمدنانه موثری ابداع نشده..به همین سادگی.

به هر حال ما که یارو رو با پس گردنی بیرونش کردیم...مرتیکه بی شرف!
یه ده سانت این ور ..یه بیست سانت اون ور..همینجوری یه ساعته داره رو میز ناهار خوری بال بال می زنه آقای پشه..معلوم نیست دو به شکه یا فقط داره وقت تلف می کنه..شایدم از الان داره به نیت ناهار فردا اون دور و بر می پلکه...احتمالا پیش خودشم فکر می کنه اشرف مخلوقاته..اگه فکر نکنه مرکز عالمه..

۲/۳۱/۱۳۸۳

نمدیّت
ببعی علفو می خوره..پشم در می آره ..آقاهه پشماشو می چینه..یه آقای دیگه ازش می خره..بعد خانوم پیره پشمارو از هم سوا می کنه..خانوم جوون تره(که چروک پروکه اونم!)پشمارو می ریسه..بعد یه عده آقاها پشمارو می مالونن..هی می مالونن..میشه نمد..
بعدش دیگه همین جوری سال های سال نمده تا یه روز ریقش در بره بندازنش دور.

فکر می کردم پشمیم.. بیراه هم نبود.. به نظرم یه مدته که دیگه.. نمدیم.
مال بندری ؟
سوار شدم ..گفتم عیب نداره سیگار بکشم؟..گفت یکی هم برا من روشن کن..کردم..تموم نشده گفت یه سیگار دیگه هم بهم بده..دادم..گفت حالا نری بگی بندری ها پر رو هستن..من بچه آبادانم که پررو ام!..گیر سه پیچ داده بود ازم پول نگیره..گرفت بالاخره.

"حشیش،پاسور،اسپری"باید وزنمو اضافه کنم ..یا مث مایکل جکسون تغییر رنگ بدم..کم کم از این که هر جا می رم مواد فروشا دنبالم راه می افتن خسته شده ام.

یه خونه 300 متزی.3 تا توالت داره.راه ورودی یکیش از یه توالت دیگه و یه حموم می گذره.یه حموم دیگه هم هست که واسه رسیدن بهش باید با احتیاط از روی توالت سوم خونه رد شی..کل این مجموعه هم فقط یه ورودی داره که تو یکی از اتاق خوابهاس..خود اتاق خوابه هم باز فقط یه ورودی داره که تو یه اتاق دیگه اس.
فکر کنم از این جوری ساختنش یه هدف متعالی داشتن..

ماهی های خوشگل . خوشمزه..دلت می خواد یه چیز باحال دیگه هم پیدا کنی..نیست.

دعا نویسای کنار خیابون..باد داغ پشت کولر گازی ها تو بازار..اسکله..تو صد متر فاصله، 10 تا زبون می شنوی...دکورشو عوض کنی،جیک ثانیه، می تونی جای آس ترین دختر تهرون آبش کنی با اون قد و هیکل..فقط دندوناش خرابن که یه لمینیت خرجشه..

-"مال بندری؟"
-"چی؟"
-"میگم مال بندری؟"
-"نه!"

بالاخره یه سی دی ابراهیم منصفی پیدا کردم(یه خواننده مرحوم بندریه که آهنگای آروم با یه گیتار اغلب با لهجه بندری یا بستکی می خونه و خیلی محبوبه..حال خوبی هم داره)..کیفیتش هم البته در حد فیلمای ژاپنیه که قدیما تلویزیون نشون می داد.

بندرعباس مرکز استان هرمزگانه.. سینما نداره..بی شمار معتاد داره..جوبهای خیابون اصلی شهرو فاضلاب پر کرده..زشت و بی قواره اس..پر بیکاره(با وجودی که همه میان بندر کار کنن)..
یاد دوبی می افتم..عصبانی می شم..کسی نیس فحشش بدم.

میگم چرا شماها هیچ کدومتون بندری نیستین؟..می گن بندری ها کار نمی کنن که..ساعت 2 شده..این پا اون پا می کنن که ولشون کنم..ساعت اداری تمومه آخه.

۲/۲۴/۱۳۸۳

"خط شورت اصولا سکسیه..وقتی معلومه که معلومه سکسیه!..وقتی هم معلوم نیس به خودت میگی:شورت نپوشیده؟..یا نخ در بهشته ؟!..یا چی؟"

واسه کار کردن تو یه محیط تخمی لازمه یه کم افسرده باشی..اگه شاد و مثبت و فعال باشی به زودی دیوانه میشی ..اگه یه کم افسرده نشی!
…بعضی مرضا هرگز خوب نمی شن..گهگاه می رن اون پس و پشتها و یه مدتی آفتابی نیستن..ولی بعد به مدتی انگار دوباره ککشون تو تنبونت می افته..انگار که حال کنی باهاشون..ندیدی بعضی ها یه دو ماهی مثبتن بعد یهو دوباره شکاک و منفی می شن؟..یا مرضای روانی ..توهم ردنا و غیره ای که دوباره رو میان؟..ول کردن همه چیزایی که یاد گرفتی و برگشتن به چیزایی که انگار تو ذاتت بودن..به کار گرفتن همه اون چیزایی که به درد نخور بودنشون دلیل یاد گرفتن مهارتهای بعدی بوده….
چطور به "تو"دست بزنم؟…چطور به "تو"دست نزنم؟

۲/۱۲/۱۳۸۳

خدا کیومرث صابری رو بیامرزه..
چرا ما آدما رو متهم می کنیم که"از خودشونن.."یا"حیف که طرفدار فلانی بود.."یاهر جور دیگه ای که بگی به گرایش به افراد و گروه ها متهمشون می کنیم..من نمی دونم چطور میشه از کسی واسه سوپاپ بودن انتقاد کرد؟(الان این بحث به شدت در مورد مارمولک هم در جریانه)مگه سوپاپ بودن چیزی غیر از تامین نسبی نیاز های طبیعی جامعه اس؟
اصلا این اعتبار فرضی "مستقل بودن"از کجا می آد؟..صرفا ناشی از اینه که ما همه کسایی رو که یه جورایی به نظر ما به هم مربوطن با یه چوب می رونیم؟..فرافکنی یه عقده ناخودآگاهه؟..

خدا کیومرث صابری رو بیامرزه..
..از خواص و کاربردهای اصلی رفاقت حق اخذ حال بی قید و شرط می باشد که در مواردی به دلیل بعد فاصله و سایر عوامل جنبی تامین آن به میزان کافی میسور نمی گردد.لهذا(با لهاسا فرق می کنه)نقل قول ذیل را در راستای مطلب فوق الذکر عنوان می نماییم:
قال ارزیاب شتابزده:
"خشايار: شکل غلط از اسمی که بعد از پارسی باستان در پارسی ميانه و فارسی باقی نمونده. شکل پارسی باستانش هست «خشَ-یَر-شَن» (پادشاه مردم راست) که در بازسازی به صورت خشايارشا در آمده و بعد بعضی ها فکر کرده اند که «شا» يعنی «شاه» و با انداختنش به اسم خشايار رسيده اند که اصلا" معنی نداره!"
که بنده از ایشون و محققین انگلیسی تشکر می کنم..در مورد اسم خودم هم اگه جرات داری نظر بده!